هفتبرکه – مریم مالدار: روزی روزگاری، قبل از آن که ماکادامیا و گردو پکان با ژست خارجی وارد ظرف آجیل شود، مهمانیهای ما با همان پسته، زنگُزغال (بادامزمینی) و اخور خوشرنگ، صمیمی و گرم بود. نه خبری از نامهای عجیب و غریب بود، و نه کسی برای خوردن آجیل نیاز به مترجم و راهنما داشت! آن روزها سفرهها گستردهتر و سادهتر بود و دلها سیرتر.
آجیل همان بود که مادربزرگها با مشتهای سخاوتمند در کاسهها میریختند؛ نه اینکه چند مغزِ نمیدانم چهی گرانقیمت را با فاصلهگذاری اجتماعی کنار هم بچینند و اسمش را «پک اقتصادی ویژه» بگذارند و یک «اعلا» هم بزنند کنارش، تا قیمتش چند برابر شود و میزبان برای ریختنشان در ظرف، احتیاط بیشتری کند! هرچه جلوتر آمدیم، آجیل هم وارد فاز تجمل شد. مغزها متنوعتر، قیمتها نجومیتر و طبعاً کاسهها کوچکتر شدند. حالا بعضی ظرفهای آجیل بیشتر شبیه ویترین طلافروشیاند تا تنقلات شبنشینی!
با این همه، هنوز هم آجیل در خانه و مهمانیها بخشی از رسمِ پذیرایی و دورهمی است و خیلی تفاوت ندارد تعداد مهمانان چند نفر باشد. اگر مقدار تخمهها بیشتر از مغزها باشد، باز هم اسمش آجیل است!
این روزها بادام کوهی یا «اَخور» که ما گراشیها به همین نام صدایش میکنیم، روی نیمکت ذخیرهها نشسته و جایش را به رقیبان خارجی داده است.
اخور طبعی گرم دارد و در اصل تلخ است؛ اما قدیمیها خوب بلد بودند چگونه با چند بار شستن در آبنمک، تلخیاش را رام کنند تا به خوردنی دلچسب بدل شود. همین است که وقتی اسم اخور میآید، در ذهنمان طعمی شور، آشنا و دلپذیر نقش میبندد.
مغزِ اخور حالا در بستهبندیهای شفاف و مرتب، گوشهی یخچال سوپرمارکتها و آجیلفروشیها جا خوش کرده است. کمتر کسی آن را با پوست سخت و شکل اصیلش میشناسد؛ انگار یواشیواش دارد کنار زمین گرم میکند تا شاید دوباره به میدان برگردد.
درخت زیبای بادام کوهی بیشتر در دامنههای جنوبی رشتهکوه زاگرس میروید. اگر میخواهید خواص اخور را بیشتر بشناسید، این مقاله را میتوانید بخوانید.
این چند جمله نه فقط برای یادآوری دوبارهی اخور به مهمانیها، بلکه برای قدردانی از طبیعت است. طبیعتی که همیشه بیهیاهو، خوراک و برکت را به سفرههای ما رسانده است. طبیعت اگرچه این روزها با دخالت ما انسانها کمتر از گذشته مجال نفس کشیدن دارد اما هنوز هم دستِ بخشندهاش به سفرههای ما میرسد. رابطهی ما با طبیعت رابطهی مشتهای ماست؛ هرچه مهربانتر و قدرشناستر باشیم، او هم سخاوتمندانهتر برکتش را قسمت میکند.
این جهان کوه است و فعل ما ندا
سوی ما آید نداها را صدا
با این همه، مزهی واقعی بعضی چیزها هنوز در همان سادگی قدیمی مانده؛ در آن مشتهای بیحساب و دورهمیهای گرمی که لبخند هم طعم داشت؛ طعم مهربانی و صمیمیت.












