هفت‌برکه – علی گلوانی*: فیلم «جوجو ربیت» (که به فارسی «جوجو خرگوشه» هم ترجمه شده) Jojo Rabbit ساخته‌ی تایکا وایتیتی در سال ۲۰۱۹، در مورد جنگ جهانی دوم نیست ولی در همان سال‌ها اتفاق می‌افتد. ما با یک پسربچه‌ی ۱۰ساله به نام جوجو آشنا می‌شویم که خیالباف است و دوست خیالی دارد. دوست خیالی او نیز کسی نیست جز هیتلر! چرا؟ چون جوجو عضو کوچکی از حزب نازی است.

Komod 191 Jojo Rabbit 1

جوجو به همراه دوستش یورکی در کمپ تربیت جوانان آلمان توسط فرماندهان نازی تحت آموزش است. چرا به او می‌گویند جوجو ربیت؟ چون از اوامر فرماندهان خود برای کشتن یک خرگوش سر باز زده و این لقب مثل انگی بر پیشانی او به جای مانده است. این فیلم نه داستان معصومیت ازدست‌رفته، بلکه داستان امتناع و عقب راندن مسخ‌شدگی است.

فرمانده اصلی این کمپ که نقش او را سم راکول ایفا می‌کند، با لحنی کمیک، نقش فرماندهی تقریبا بی‌خیال و خوشگذران را ایفا می‌کند که کاملا هم به حزب نازی ارادت خاصی ندارد. تماشای موقعیت‌های مختلفی که سم راکول در آن قرار گرفته است، نه تنها تماشاگر را سر حال می‌آورد، بلکه در نهایت غافلگیر نیز می‌کند.

دیگر بازیگر شاخص این فیلم، اسکارلت جوهانسون است که در نقش مادر جوجو ظاهر می‌شود که نقشی کوتاه اما بسیار تاثیرگذار است. توضیح بیشتر در مورد او داستان را لو می‌دهد. کافی است بدانید که افراد در موقعیت‌های بسیار تنگ نیز می‌توانند در سمت درست تاریخ حرکت کنند. این شخصیت مظهر چنین شخصیت‌هایی است. قصه‌ی این مادر ماجرای یافتن معنا در حین زندگی در فضا و حکومتی وجدان‌سوز و تباه است.

برگردیم به دوست خیالی جوجو، که همانطور که گفته شد، هیتلر است. کش‌و‌قوس‌های شخصیتی جوجو با ناخودآگاه خود که طبیعتا در این سن پایین و با اینچنین تعلیماتی توسط حزب نازی تسخیر شده است، با گفت‌و‌گوهای او و هیتلرِ خیالی به منصه ظهور گذاشته می‌شود. طبیعتا هیتلر خیالی می‌تواند نمادی از پروپگاندای حزب نازی و تبلور ایدئولوژی حاکم باشد.

لحن فیلم کمیک است و تقریبا شخصیتی را نمی‌توان پیدا کرد که این لحن را در داستان نداشته باشد. در واقع، برداشت‌های نظم سیاسی غالب (حزب نازی) و گویی تمام نظرات به زیر تیغ سنجشی طنزآمیز برده شده‌اند. آشنای‌زدایی از یک داستان جنگی در مورد جنگ جهانی دوم، دقیقا با همین روایت داستانی تلخ در آن برهه‌ی تاریخی با لحنی تازه است. حتی رنگ تصویر و قاب‌های فیلم نیز اغراق‌شده و تصنعی است.

انتظار ما از فیلمی در مورد جنگ جهانی دوم، تصاویری سیاه و پرغم و تلخ است. برای ارجاع می‌توانید به فیلم آلمانی «در جبهه غرب خبری نیست» که روایت یک جنگِ بسیار تیره و تار است نگاهی بیاندازید. اما رنگ و لعاب قاب‌های فیلم جوجو ربیت خود به تنهایی توجه ما را به خود جلب می‌کنند که این روایتی تازه از داستانی قدیمی در یک برهه‌ای است که در مورد آن کم صحبت نشده است. در واقع، سبک بصری فیلم نوعی رقص و بازگوشی در مواجهه با بی‌معناییِ نظامِ سلطهِ نازیسم بود که همه چیز را به ابتذال کشیده بود.

اگر فکر می‌کنید داستان تمام شده است در اشتباهید. یک خط روایی محوری دیگری نیز در این فیلم وجود دارد و آن تقابل السا و بگومگوهای او با جوجو است. السا دختری یهودی است که قسمت قابل توجهی از داستان در مورد او و هویت او به عنوان یک یهودی است. شوخی با یهودی‌ستیزی و فاشیسم، بازی‌ کردن با آتش است. نویسنده و کارگردان با تبحر مثال‌زدنی، بر روی طناب نازکی حرکت کرده است و با این موضوع غامض، موقعیت‌های خنده‌داری را ساخته است.

در آخر می‌توان گفت «جوجو ربیت» سرگرم‌کننده و همدردی‌برانگیز است و از بهترین فیلم‌های سال‌های اخیر در مورد پیرنگ‌های داستانی خود است. به لطف تاثیرگذاری فیلم در تداعی مضامین تفکرانگیر و مرتبط با دوران‌های مختلف که نشان‌دهنده تمثیلی بودن فیلم است، می‌توان چند بار فیلم را دید و از ظرافت‌های آن لذت برد.

شعری که فیلم با آن به پایان می‌رسد از راینر ماریا ریلکه است و تماشاگر را به صبر و شکیبایی در برابر مشکلات دعوت می‌کند. در رثای این تِم که با سرنوشت السا گره خورده است، واژه‌ها چنین ردیف شده است:

بگذار هر اتفاقی برایت رخ دهد

چه زیبا و چه وحشتناک

به ‌زندگی‌ات ادامه بده

هیچ حسی ابدی نیست

 

* کارشناس ارشد ادبیات انگلیسی از دانشگاه تهران، دانش‌آموخته حقوق

Komod 191 Jojo Rabbit