هفتبرکه – راحله بهادر: جنگ تحمیلی سوم در گراش فقط صداهایی در آسمان نبود. خلوتی خیابانها، صفهای طویل پمپ بنزینها و مشکلات بانکی، لرزشهای جنگی بود که مردم در اینجا هم در اسفند ۱۴۰۴ و نوروز ۱۴۰۵، آن را احساس کردند. بانکها اما، همانند نیروهای امدادی و نظامی، در خاکریز خدمت ماندند. شیفتها، کشیکها و حضور در شرایط بحرانی، نشانهی اهمیت کار آنها در زمان جنگ است.
از سوی دیگر، مشکلاتی مانند هک شدن دو بانک سپه و ملی در جنگ اخیر و سردرگمی مشتریان، نبود وجه نقد کافی در خودپردازها یا خالی بودن آنها، و زمزمهی لغو شدن وامها باعث نارضایتیهایی بین مردم شد و لزوم چارهاندیشی قبل از وقوع بحران را دوباره به سیاستگذاران گوشزد کرد.
هفتبرکه در گفتگو با چهار نفر از کارمندان بانکهای مختلف در گراش و ارد، عملکرد بانکها را در طول جنگ تحمیلی سوم بررسی کرده است.
گراش دور از اصابت جنگ؛ بانکها باز و کارمندان حاضر
از صبح روز نهم اسفند ۱۴۰۴، جنگ به سرعت همهی ابعاد زندگی ما را تحتالشعاع قرار داد. در گراش، صدای پای جنگ آمریکا و رژیم اسراییل علیه ایران در جاهای مختلف شنیده شد: از خرید مازاد مردم و ذخیرهی مواد غذایی در خانه، تا صفهای طولانی پمپ بنزین پس از حمله به چند جایگاه سوخت در لارستان و از کار افتادن خدمات برخی بانکها.
در شرایطی که بسیاری از کسبوکارها و ادارات دولتی هم با همهی نیروها در محل کار خود نبودند، بانکها باز بودند و خدمات حضوری هم به راه بود. در شهر گراش که جنگ حداقل به شکل فیزیکی، تنها صدای جنگنده و موشک و پهپاد در آسمان و شنیدن صدای چند انفجار در لار بود، حضور کارمندان بانکها در سر کار خود، طبیعی و بیدردسر بود.
عبدالحسین محمدی، رییس یکی از شعب بانک سپه در گراش، میگوید: «بانکها در زمان جنگ به خاطر خدمات بانکی و اقتصادی مردم، به صورت دورکاری تعریف شد. اما نه به معنای سیستم غیرحضوری. به این صورت که دستهبندی کردند و در هر استانی، ۳۰ درصد شعب همان استان به صورت حضوری در هر استان فعالیت داشت تا کارهای حضوی مردم هم دچار اختلال نشود. طبق نظر استانداری، فقط پنجشنبهها به صورت کشیک و دورکاری ادامه پیدا میکند. در زمان جنگ کارمندان بانکها همیشه سر کار بودند به صورت شیفتبندی. بعد از نیروهای نظامی و نیروهای امدادی، نیروی بانک همیشه سر کار است. خود من در زمان جنگ دو روز کامل در بانک ماندم یا مثلا جمعهی گذشته کشیک بودم. اگر شعبهای بسته بود، شعبهی کناری باز بود.»
غلامرضا آزاد، رییس بانک صادرات شعبهی ۲۰۶ گراش، نیز میگوید علت حضور صددرصدی پرسنل این بانک، جلوگیری از ازدحام مردم در بانکها و امنیت خود آنها بود. او میگوید: «کلا به جز روز اول که خبر شهادت رهبری رسید و تعطیل کلی بود، از روز بعد ما شروع به کار کردیم. شعب لار و گراش و خنج که جزو شعب برتر بین چهار شعب ما در منطقه است؛ مدیریت تصمیم گرفت این سه شعبه حتما کشیک باشند. به صورت کلی ما کشیک نیستیم و فقط شعبهی مرکز لار کشیک است. ولی چهار روز اول، حتی روز پنجشنبه شعبه کشیک بودیم. اگر چه گفته بودند بیست تا سی درصد نیرو، اما در چهار روز اول ما تقریبا با صددرصد نیرو کار کردیم. بعد از آن هم با اینکه بخشنامهی سی درصد نیرو آمده بود، غیر از روزی که بمباران دادگستری لار بود و بچهها وضع روحی خوبی نداشتند، و با پنجاه درصد نیرو بودیم، باقی روزها با هشتاد و نود درصد نیرو حاضر بودیم. نیروها را با اختیار و تصمیم خودم کامل نگه داشتم تا مردم که هجوم میآورند، تجمع نشود و سه-چهار نفر بیشتر در صف نباشند. به کار گرفتن دو-سه کارمند، باعث ازدحام میشود و برای پدافند غیرعامل بدتر است.»
آزاد میگوید در روزهای جنگ با وجود مراجعات کمتر مردم، صددرصد پرسنل بانک او سر کار بودند: «زمان جنگ مراجعات مردم کمتر شد به دلیل کسادی کسب و کار. پیک حضور مردم زمانی بود که تعطیلی در راه بود. ازدحامی نداشتیم. دست ما را باز نگه داشته بودند و با اینکه بخشنامه بود سی تا صددرصد، ما با صددرصد نیرو بودیم.»
به سراغ کارمند یکی از شعب فعال در ارد هم رفتیم. عبدالعزیز آگاه کارمند بانک صادرات شعبهی ارد است و ۲۲ سال است کارمند بانک است. آگاه در ارد کار و زندگی میکند. او در مورد کشیکها میگوید: «کشیکهای بانک صادرات فقط در ایام تعطیل شعب خنج، لار، گراش و جنوب بنارویه، کشیک داشتند. ما در روستا کشیک نداشتیم.»
غلامحسین کارگر، کارمند بانک ملی گراش، ۲۲ سال سابقهی کار دارد. او هم توضیح میدهد: «غیر از پنجشنبهها بقیه روزها سر کار بودیم. هنوز هم که تعطیل است یک کشیک داریم. در سطح حوزه هر ماه یکی از شعب کشیک است. چند روزی اوایل ساعت کاریمان کم شد. ما از ابتدا کامل و تقریبا با تمام پرسنل سرکار بودیم. مثلا از ساعت هشت صبح تا دوازده ظهر سر کار حاضر بودیم.»
عمدهترین مشکل بانکی در جنگ: کمبود نقدینگی
در میانهی جنگ، نیاز به پول نقد در منزل، از دید مردم در صف اول است. ترس مردم از سختتر شدن شرایط جنگی، قطع احتمالی دسترسی به خدمات پرداخت آنلاین و استفاده از کارت بانکی، دلایل کافی برای هجوم مردم به سمت ذخیرهی پول نقد است.
آگاه، کارمند بانک صادرات ارد، اوضاع خدمات بانکی در ارد و فداغ را در زمان جنگ سوم، عادی ارزیابی میکند. او میگوید: «مشکل خاصی نداشتیم. از لحاظ وضعیت نقدینگی طوری کنترل کردیم که مشتریها به مشکل برنخورند. هر طوری شده نقدینگی را از سطح شهر و بازار جمع کردیم که مشکلی برای مشتریهایمان پیش نیاید. نه در استفاده از کارت و نه در برداشت، مشتریها مشکلی در زمان جنگ نداشتند. در این مدت خدماترسانی ما به صورت صد درصد بوده است.»
احتمالا در گراش، مشکل نقدینگی و مشکلات ناشی از هک دو بانک بزرگ سپه و ملی، به دلیل حجم سرمایه مالی شهروندان، گستردهتر احساس شده است. عبدالحسین محمدی، رییس یکی از شعب بانک سپه گراش، یکی از مشکلات بانکها را تامین پول نقد برای دستگاههای عابربانک میداند. محمدی میگوید: «بانکها درخواست مردم برای تامین پول نقد را با افزایش دسترسی در خرید اینترنتی و افزایش سقف انتقال غیر حضوری مدیریت کردند. از دو ماه قبل این کمبود پول نقد در سطح کشور وجود داشت. با تمام تلاشهایی که انجام شده بود، به دلیل اینکه از طریق اینترنت داخلی ساپورت میشد و رمز پویا دستگاههای فروشگاهها فعال بود، مشکلی احساس نشد.»
غلامرضا آزاد، رییس شعبه ۲۰۶ بانک صادرات گراش، ۲۴ سال سابقهی خدمت در بانک را دارد و الان شش سال است در بانک صادرات گراش مشغول به کار است. او هم در مورد مشکل اصلی بانکها در جنگ سوم، نقدینگی را مهمترین مشکل بانکها و مردم میداند و میگوید: «عمدهترین مشکل زمان جنگ، کمبود نقدینگی بود. شعبهی بانک ما کمبود نقدینگی نداشت، هجوم مردم برای نقدینگی مشکل اصلی بود. خیلی از مردم هیجانی رفتار میکنند. ما در ایام جنگ سهمیه صندوق را سه برابر کردیم. این چند وقت به جز صندوق اول که چند روز اول همه چیز را به هم ریخت، چهار-پنج روز بعد خود مدیریت پیگیری کرد برای وجه نقد. وجه نقد هم عمدتا یک میلیونی و پانصد هزار تومانی بود، ولی چون حجمش کمتر است، مبلغ بیشتری دست مردم میرسد. البته مواردی هم بود. مثلا حقوقبگیر داشتیم که اصرار داشت کل حقوقش را نقدی بگیرد. من هم مجبور بودم جیرهبندی کنم و بیش از دو-سه میلیون ندهم. میگفتیم شرایط را درک کنید که این پول باید به همه مردم برسد.»
و حالا با برقراری آتشبس و عادیتر شدن شرایط، برخی از مردم به سمت برگرداندن پول نقد به حسابهای بانکی خود برگشتهاند. آزاد میگوید: «مشتری داریم که میآید و میگوید ۴۵ میلیون تومان پول نقد دارم و اسکناس پانصد تا یک میلیون تومانی است. این موارد برگشت پول هم هست. مشخص است افرادی هستند که به دلیل ترس یا احتیاط، در خانه برای شرایط اضطراری پول زیاد نگه میدارند. میگویم اگر تمام مردم مثل شما فکر کنند، ما در تمام زمینهها بحران خواهیم داشت. در بعضی موارد مثلا افزایش حجم ذخیره آب خانگی برای مدیریت بحران خوب است، اما در زمینهی پول نقد، رویه ذخیره کردن پول باعث تشدید بحران میشود. الان ما پیک را تمام کردهایم، اما مردم باز هم تقاضای پول نقد دارند.»
بانک ملی یکی از دو بانکی بود که از هفدهم اسفندماه ۱۴۰۴، هک شد و برخی خدمات آن چند روز متوقف شد. غلامحسین کارگر، کارمند این بانک، میگوید عدم دسترسی به همراهبانک مشکل عمدهی این بانک در روزهای جنگ بود. او در جواب مشکل اصلی بانکی در زمان جنگ میگوید: «همراهبانک؛ چون مشتریها خیلی استفاده میکنند. سیستم شعبهی ما قطعی نداشتیم و فقط یک روز بود. خیلی سریع هم درست شد. مشکل شعبه نداشتیم و سیستم اصلی شعبه فعال بود. بیشتر همراهبانک مشکل داشتیم و زود هم به راه افتاد و نهایتا یک هفته تا ده روز نداشتیم. در مورد تسهیلات هم برخی زیرسیستمها هنوز مشکل دارد که قرار است تا چند روز آینده برطرف شود. خوشبتانه ۹۰ درصد سیستمها الان درست است و مشکلی ندارد.»
پول نقد در خودپردازها کم؛ تقاضا زیاد
در روزهای جنگ تحمیلی سوم، یکی از نارضایتیهای بسیاری از مردم، دست خالی برگشتن از پای خودپردازها بود. مشکلی که سال گذشته، به جز جنگ دوازدهروزه، در روزهای دیگر هم ملموس بود و در جنگ اخیر تکرار شد. ترس از نبود پول نقد، در دل شهرهای کوچک هم احساس میشود.
آگاه میگوید: «به دلیل شرایط جنگ مشکلاتی هم بود. این تصور بین عموم به وجود آمده بود که مردم بیایند و پولشان را از بانک بردارند، چون احتمال دارد برق برود. اما بالاخره در تمام شهرها و کل کشور یک مشکل و دغدغهی عمومی بود. مردم فقط به فکر این بودند که هر طور هست، پولی دم دست داشته باشند.»
به نظر میآید مشکل نقدینگی در بخش ارد و روستای فداغ با وجود تنها یک خودپرداز، چندان چالشآفرین نبوده است. کارمند بانک صادرات ارد میگوید: «در سطح روستای فداغ و شهر ارد، چون بیشتر کارم با فداغ بوده است، مشکلی از لحاظ نقدینگی نبود. از خود مغازهها هم پول نقدها را جمع میکردیم و در خودپرداز قرار میدادیم تا مردم کمبودی نداشته باشند. یک خودپرداز هم که بیشتر نبود.»
آزاد، رییس بانک صادرات شعبهی گراش میگوید ترس و رفتار هیجانی مردم باعث کمبود پول در خودپردازها شد. او میگوید: «درست است و گاهی مشکلاتی بود. در دو هفته اخیر سعی کردهایم مشکلی پیش نیاید. اگر هم مشکلی بوده از ساعت ۱۲:۳۰ شب به بعد بوده. الان من ظرفیت صندوق را سه-چهار برابر کردهام، با توجه به اسکناس درشت. متاسفانه خیلی از مردم که هجوم میآورند، رفتار هیجانی بود. مردم میترسیدند خدمات الکترونیک یا کارتخوانها از کار بیفتد و به شیوهی سنتی و دستی برگردند. فقط بیشتر ترس بود. ساعت هفت صبح که موقع پولگذاری خودپرداز است پول میگذاشتیم، دو ساعت بعد پول نبود! اگر در شرایط عاید ظرفیت خودپرداز ۱۰ میلیون تومان بود، الان من ۳۰ میلیون تومان پول گذاشتهام.»
عبدالحسین محمدی، رییس بانک سپه، هم رفتار هیجانی مردم را با کمبود پول در خودپردازها مرتبط میداند و میگوید: «نقدینگی خودپردازها هم مشکل دوم بود. خودپردازها مکانیزم خاصی دارد. دولت نمیتواند بدون پشتوانه پول چاپ کند، چون باعث تورم میشود. باید این پول از خود سطح جامعه جمع شود. بسیاری از مردم هم به دلیل ترس از قطع برق و اینکه مدام تهدید میشد زیرساختها را میزند، اقدام به جمع کردن پول نقد در مبالغ بالا در خانهها برای موارد ضروری کردند. به همین علت پولی نمانده بود که در دستگاه خودپرداز قرار بگیرد.»
کارگر، کارمند بانک ملی، میگوید مشکل کمبود پول در خودپردازها در روزهای جنگ بود و هنوز هم کمابیش ادامه دارد. او میگوید: «خودپردازها الان هم پول ندارد. چون این مدت مقدار پولی که برای شعبه میآمد حقیقتا کم شد و مخصوصا قبل از سال نو. از آن طرف تقاضا هم زیاد شد. میگفتند جنگ است و ممکن است خودپردازها از کار بیفتد. خیلی مواقع طرف نیازی هم نداشت، اما به دلیل ترس از آینده این رفتار را داشتند.»
اسکناس نو؟ نپرس!
حتی در شرایط جنگ، به دلیل تقارن عید نوروز و عید فطر، برخی از مردم به دنبال تهیه اسکناس نو عیدی بودند. هر چند با وجود جنگ و در شرایطی که بسیاری از مردم کشته میشدند و خانههایشان را از دست میدادند و کسبوکارهای زیادی خوابید یا از دست رفت، این مساله را نمیتوان حتی مشکل نامید و بیشتر به یک شوخی تلخ شبیه است.
محمدی در پاسخ به کمبود اسکناس نو میگوید: «با خودمان فکر کنیم مردم در شرایط جنگی چرا به اسکناس نو نیاز دارند؟! با توجه به زیرساختی که بانک مرکزی و وزارت اقتصاد و امور دارایی آماده کرده است، عملا کسی نیاز به پول نقد ندارد. خیلی از عادتهایی که داریم بر اساس زمان و مکان تغییر میکند. مثلا در زمان کرونا مردم از پول نقد فرار میکردند و میگفتند آلوده است. الان در زمان جنگ چرا مردم باید پول نو به عنوان عیدی بدهند؟! یا به شکل دستهگل چسب حرارتی بزنند و هدیه بدهند؟! ضرورتی ندارد. به مدت ۱۲ روز اختلال در بانک سپه طول کشید. باید سطح نارضایتی مردم ببینیم که آیا این نارضایتی مردم منطبق با شرایط جنگی است یا نه؟ مثلا طرف در شرایط جنگی بیاید و پول نو بخواهد، خب واقعا نیست. در شرایط جنگی اسکناس نو به درد نمیخورد، اما پول نقد چرا.»
هک بانکهای سپه و ملی؛ سردرگمی مشتریان
کارتهایی که دیگر کار نمیکرد و پولی که دیگر در دسترس نبود. از روز هفدهم اسفند ۱۴۰۴ و با ادامهی جنگ، با هک شدن سامانههای بانک ملی و سپه، ارائهی خدمات آنلاین و استفاده از کارت این دو بانک متوقف شد و مشتریهای این دو بانک پس از حدود ده روز توانستند آهستهآهسته به حسابهایشان دسترسی داشته باشند.
عبدالحسین محمدی، کارمند بانک سپه گراش، مشکل را اینگونه توضیح میدهد: «بانک سپه از روز هفدهم اسفند ۱۴۰۴ دچار حملهی سایبری شد و تمام بانکها تمهیدات خاص خود را انجام دادند و فایروالها را افزایش دادند. بانکها سرورهایشان را خاموش کردند تا اطلاعات مردم هک نشود، چون حملهی سایبری خیلی سنگینی انجام شده بود.»
محمدی میگوید ضربه به بانکها در هر جنگی، یکی از راههای دشمن برای ضربه به آرامش جامعه و اقتصاد آن است. او میگوید: «همیشه در همهی جنگها و در همین جنگ اخیر خودمان، حتما یکی از حملات دشمن، سیستم اقتصادی آن کشور است. بانک سپه هم بزرگترین بانک ایران است و خیلی از خدماتی که قشر خاصی از جامعه میگیرند، از این بانک است. ۴۳ درصد کارخانههای سیمان در ایران متعلق به بانک سپه است. حتی خیلی از معادن ایران سهامدار آن بانک سپه است. در نتیجه، همیشه بانک سپه مورد حمله قرار میگیرد تا اختلالی که ایجاد میشود، باعث نارضایتی مردم بشود و تابآوری مردم کمتر شود.»
بانک ملی هم مشکل حملهی سایبری را در روزهای جنگ از سر گذراند، و خدماتش ظاهرا تنها برای یک روز متوقف شد. کارگر میگوید: «با هک شدن سایت بانک ملی، برخی از سیستمها از دسترس خارج شد و برای پرداخت تسهیلات مشکل پیدا کردیم. یا مثلا از لحاظ پرداخت وام از دسترس خارج شد و زیرسیستمها مشکل پیدا کرد؛ مثل سیستم چکاوک که چند روزی مشکل داشت. فقط یک روز دسترسی نداشتیم و آن هم در مورد همراهبانک بود. از اول جنگ مشکلی نداشتیم و هجدهم یا نوزدهم اسفند بود که چند تا از زیرسیستمها از دسترس خارج شد.»
کارگر در مورد مشکلی که برای بانکهای سپه و ملی به وجود آمد میگوید: «چیزی که بعضا مشتریها گلایه میکردند، اینکه بعضی از بانکها متاسفانه بر علیه بانک ملی و بانک سپه هجمهای میآوردند. الان بیش از پنجاه درصد بار سیستم بانکی را این دو بانک میکشند. بانک ملی خزانهی دولت است و تمام حسابهای دولت نزد ما است. خیلی از خدمات پیش ما است. حجم دادهها و سرورها و خدمات هم بیشتر است و چون نمایندهی دولت است هم طبعا حملهی دشمن سنگینتر است. این دو بانک به طریقی نماینده دولت هستند و در مورد مسالهی هک، فشارها روی این دو بانک بیشتر است و طبیعی است. برخی از مشتریها و برخی از همکاران از بانکهای دیگر هجمههایی داشتند که منصفانه نبود. این اتفاق ممکن است برای دیگر بانکها هم اتفاق بیفتد و افتاد و بانکهای دیگر هم تا حدودی درگیر شدند. سیستمهای ما به مرور به راه افتاد و مثلا سامانههای تسهیلات که اکثرا آنلاین است، یک زیرسیستم اگر هک شود، متاسفانه کل خدمت تسهیلات متوقف میشود. هر بانک خدمتی به شهر است و مشکلات هم مرتفع شد.»
شایعه در مورد لغو وامها
در روزهای جنگ و پساجنگ، برخی شنیدهها حاکی از لغو برخی وامها برای مشتریان بانکها بود. این مساله چقدر صحت دارد؟
عبدالحسین محمدی، رییس یکی از شعب بانک سپه، لغو وام را رد میکند و میگوید: «وام تکلیفی که از سمت دولت میآید، صد درصد پرداخت شده است. مثلا وام ازدواج، اشتغالزایی، فرزندآوری که به بانکها ابلاغ میشود و شرایط وامگیرنده هم اقتضا میکند، پرداخت میشود. حتی وام نانواییها هم پرداخت شده است. ممانعتی برای پرداخت این وامها وجود ندارد.»
به نظر میآید مشتریان باید تا برقراری کامل سامانههای تسهیلات بانک سپه و ملی صبر کنند. محمدی میگوید: «یک سری از وامها اما امتیازی است که مشتریان هر بانکی پول گذاشتهاند تا امتیاز کسب کنند و پرداخت شود. الان تا جایی که من اطلاع دارم، و در بانک سپه در جریان هستم، سامانههای غیرحضوری آن هنوز فعال نشده است. این سامانهها هم که فعال شود، میتوانند خیلی راحت از طریق غیرحضوری وامهایشان را تا سقف مجاز دریافت کنند؛ البته به شرطی که امتیاز شاملشان بشود؛ چون بانکها بر اساس امتیاز مشتری وام میدهند و وام آزاد وجود ندارد. سالهای قبل و قبل از جنگ هم همین منوال بوده است. الان هم در حال پرداخت است. اتفاقا همین دیروز خود من پنج تا پروانه که از قبل امتیاز داشتند را پرداخت کردم.»
کارگر، کارمند بانک ملی گراش، هم میگوید هیچ وامی لغو نشده، فقط تعلیق شده است. او توضیح میدهد: «وامها لغو نشده؛ فقط تعلیق شده. همین الان چند پروندهی وام داریم که همه کارهای تشکیل پرونده انجام شده و فقط اعطا مانده؛ چون برخی از زیرسیستمها از دسترس خارج شده است، امکان پرداخت نبوده است.»
عبدالحسین محمدی در پایان این گزارش میگوید: «کار بانکی تا زمانی که هست اصلا احساس نمیشود، مثل نیاز به اکسیژن! اما زمانی که خدمات در دسترس نباشد، میبینید که خیلی از کارها را نمیشود انجام داد.»



