هفتبرکه – مسعود غفوری: «وزارت امور خارجه امارات مدعی توقف مبادلات تجاری و مالی با ایران شد.» اگر شما خبرنگار بودید، این خبر را در چه دستهای قرار میدادید: سیاسی، اقتصادی، یا اجتماعی؟
این خبری است که چند روز پیش در خبرگزاریها منتشر شد و به خاطر اهمیت خبر، در هفتبرکه نیز به آن پرداختیم (اینجا بخوانید). با توجه به اهمیت خبری، خبر را با منابع اصلی در رسانههای امارات چک کردیم و واکنش رسانهها و مقامهای ایران نیز بررسی شد تا در نهایت نه صرفا به شکل بازنشر، بلکه به صورت یک خبر کوتاه تحلیلی منتشر شود.
اما این خبر برای سایت هفتبرکه به عنوان یک رسانه محلی چه اهمیتی دارد؟ جواب دادن به این سوال برای بیشتر خوانندگان هفتبرکه بسیار ساده است، اما برای خوانندهی غیرآشنا به مسائل و اوضاع گراش و دیگر شهرهای منطقه، ممکن است به همین سادگی نباشد. مثلا آیا اهمیت این خبر برای رسانههای شهرهایی مثل بجنورد، بروجرد، طبس یا حتی شیراز و اصفهان به اندازهی شهرهای منطقهی ماست؟
آن رسانهها اگر از کنار این خبر بگذرند، یک تصمیم معمولی گرفتهاند، چون احتمالا با هیچکدام از «ارزشهای خبری» که باعث میشود دبیران رسانهها یک خبر را برای انتشار انتخاب کنند، مطابقت ندارد. ارزشهای خبری به طور معمول شامل این موارد هستند: «شهرت، دربرگیری، مجاورت جغرافیایی و معنوی، بزرگی، اعجاب و استثنایی بودن، برخورد، و تازگی». وقتی یک خبر یا واقعه، یک یا چند تا از این موارد را داشته باشد، رسانهها به سراغش میروند؛ در غیر این صورت از کنارش میگذرند.
چیزی که باعث میشود رسانه هفتبرکه به خبر «توقف مبادلات تجاری و مالی بین امارات و ایران» بپردازد، این است که این خبر دست کم با چهار ارزش خبری مطابقت دارد: دربرگیری، مجاورت جغرافیایی و معنوی، برخورد و تازگی. بعید میدانم این چهار مورد نیاز به توضیح زیادی داشته باشد، اما اگر خیلی کوتاه به سه مورد اول بپردازیم، اهمیت انتشار این خبر در رسانههای محلی منطقه روشنتر میشود.
دربرگیری: هرچند نمیتوان آمار دقیقی از میزان ارتباط شغلی، تجاری و اقتصادی بین شهرهای گراش، لار، اوز، خنج و دیگر شهرهای منطقه با کشورهای حاشیه خلیج فارس، از جمله امارات متحده عربی، به دست داد، اما در این مساله شکی نیست که این ارتباط بسیار تنگاتنگ و گسترده است و هرگونه تغییر در این ارتباط، افراد و واحدها و شرکتهای زیادی را تحت تاثیر قرار میدهد. «دربرگیری» یعنی همین. یعنی دامنهی تاثیر یک رویداد، افراد و بخشهای زیادی را در بر بگیرد.
مجاورت جغرافیایی و معنوی: مثلی در بین گراشیها هست (یا بهتر است بگوییم «بود»!) که «دبی از شیراز نزدیکتر است.» تعداد زیاد پروازهای ایرانایر، ایر عربیا و فلایدبی از فرودگاه لار به کشور امارات متحده عربی، نشانهی همین احساس نزدیکی است. واقعیت هم این است که تا چندین سال قبل که گرانی ارز و مشکلات اقتصادی کمتر از امروز بود، رفتوآمد مردم به امارات متحده عربی با سهولت بیشتری انجام میشد. اما گذشته از این نزدیکی جغرافیایی، نمیتوان از احساس آشنایی بین مردم منطقه با شهرهایی مثل دبی و شارجه گذشت، به طوری که به واسطهی حضور پررنگ خودمونیها در این شهرها، احساس دسترسی به آنجا داشته باشند.
برخورد یا درگیری: این خبر در ادامه تجاوز آمریکا و همدستانش به ایران رخ میدهد و در واقع بخشی از خبرهای جنگی است که حالا بیشتر وارد فاز اقتصادی شده است. به همین دلیل، هفتبرکه واکنش رسمی سخنگوی وزارت خارجه را نیز در خبر گنجاند تا مخاطبان با جنبههای مختلف این رخداد آشنا شوند و دید جامعتری به این موضوع حساس داشته باشند. خبرنویسی در وسط یک جنگ چالشهایی را دارد که سعی کردهایم ضمن صداقت در اطلاعرسانی، منافع ملی را نیز کاملا در نظر داشته باشیم.
در دستهبندیهای معمول رسانهای، خبری مثل «توقف مبادلات تجاری بین امارات و ایران» در دستهی خبر سخت سیاسی و یا اقتصادی قرار میگیرد. اما در رسانهی محلی هفتبرکه، به تمام دلایلی که ذکر شد، این خبر بیشتر یک خبر اجتماعی محسوب میشود، چون تاثیرش بر جامعهی گراش، میتواند عمیق باشد. دو مثال کوتاه: به مردان زیادی فکر کنید که در امارات مشغول به کارند و برای خانوادههایشان در گراش پول میفرستند. در صورت قطع شدن ارتباطات مالی، مخارج خانوادهها چطور تامین میشود؟ و به سوپرمارکتهای زیادی در گراش فکر کنید که عمدهی اجناس خارجیشان از آن سوی آب و بخصوص از امارات تامین میشود. در صورت قطع شدن ارتباط تجاری، نه تنها خود این مغازهها، بلکه شاید بخشی از بازار دیگر اصناف در گراش هم با افول مواجه شود.
ما هنوز از ابعاد و تاثیرات توقف مبادلات تجاری و مالی بین امارات متحده عربی و ایران باخبر نیستیم اما رصد کردن این تغییرات و ثبت تاثیر آن بر جامعه را یکی از کارکردهای رسانههای محلی میدانیم.



