هفت‌برکه – صادق رحمانی: صبح یکشنبه ۲۱ تیرماه ۱۴۰۵، پس از دو سال از طرح شکایت دفتر نماینده مجلس، علاءالدین بروجردی، دادگاه مربوط به پرونده پایگاه خبری هفت‌برکه، ساعت ۹ صبح در مجتمع قضایی شهید قدوسی شیراز معروف به داگاه گل‌سرخ برگزار شد.

من به دعوت محمد خواجه‌پور، مدیرمسئول سایت و متهم پرونده، در جلسه حضور داشتم و در کنار او نشستم. روبه‌روی ما ده نفر از اعضای هیئت منصفه قرار داشتند انگار چند ماهی بود که هیات منصفه تشکیل نشده بود و پیش از آغاز رسیدگی، اعضای هیات منصفه ایستاده سوگندنامه وفاداری به قانون را قرائت کردند. وکیل شاکی نیز بانویی بود که برای پیگیری پرونده از تهران آمده بود.

DadGah Matbooat

موضوع شکایت بیشتر به ماجرای تأسیس شرکت هواپیمایی «لادایر» و پیوند خوردن آن با تبلیغات انتخاباتی علاءالدین بروجردی باز می‌گشت. شاکی مدعی بود که در چند مطلب منتشرشده در سایت هفت‌برکه، به ویژه در دو مطلب یکی گزارش تحقیقی محمدامین نوبهار و دیگری طنزی از لغزیان، به نماینده مجلس توهین و مطالب خلاف واقع منتشر شده است.

پس از قرائت شکایت نماینده دادستان و وکیل شاکی، رئیس دادگاه از محمد خواجه‌پور خواست از خود دفاع کند. او در جایگاه متهم، ابتدا اتهامات را نپذیرفت و سپس با تسلط کامل بر پرونده، به‌صورت مستند و جزئی به تمامی موارد مطرح‌شده پاسخ داد. دفاعیات او آرام، دقیق و مبتنی بر اسناد و سوابق انتشار مطالب بود.

در ادامه، اعضای هیئت منصفه نیز پرسش‌هایی از شاکی و متهم مطرح کردند. یکی از پرسش‌ها ناظر بر قانون مطبوعات بود. یکی از اعضا از شاکی پرسید: «چرا طبق قانون، پیش از طرح شکایت برای سایت هفت‌برکه جوابیه ارسال نکردید؟» شاکی پاسخ داد که از چنین تکلیفی در قانون مطبوعات اطلاع نداشته است.

در پرسشی دیگر، یکی از اعضای هیئت منصفه از شاکی خواست بپذیرد که یک نماینده مجلس به‌ هر حال از نفوذ اجتماعی، دسترسی رسانه‌ای و امتیازهای خبری بیشتری نسبت به شهروندان عادی برخوردار است. شاکی این موضوع را پذیرفت. سپس عضو هیئت منصفه پرسید: «در به‌کار بردن واژه‌هایی مانند صاحب‌نفوذ، رانتی یا رند، دقیقاً کدام بخش را می‌توان مصداق توهین دانست؟» و پاسخ روشنی دریافت نکرد.

هرچه جلسه پیش می‌رفت، به نظر می‌رسید فضای دادگاه تحت تأثیر دفاعیات مستند محمد خواجه‌پور قرار گرفته است. پرسش‌های هیئت منصفه نیز نشان می‌داد که آنان در پی سنجش دقیق مرز میان نقد رسانه‌ای و توهین هستند. با این حال، شاکی همچنان بر شکایت خود اصرار داشت.

در پایان جلسه، رئیس دادگاه از متهم خواست آخرین دفاع خود را بیان کند. خواجه‌پور گفت: «هدف چنین شکایتی بیش از که احقاق یک حق باشد این است که ابزار فشار بر روی رسانه‌ها باشد تا از نقد نمایندگان و مسئولان دست بردارند. از اعضای محترم هیئت منصفه می‌خواهم حکم به برائت ما بدهند تا بتوانیم به وظیفه مطبوعاتی خود، که بازتاب‌دهنده خواست و صدای جامعه است، ادامه دهیم.»

اعلام شور هیات منصفه پایان جلسه دادگاه بود، پرونده برای صدور رأی در اختیار دادگاه قرار گرفت و باید منتظر ماند تا حکم نهایی اعلام شود.

اما این دادگاه تنها بخشی از خاطره آن روز بود. با ماشین محمد ساعت ۱۹ از گراش راهی شدیم و شبِ پیش از جلسه‌ی دادگاه مطبوعات را در ستاد بحران شهرداری گذرانده بودیم. سوئیت را محمدعلی شامحمدی سفارش کرده بود. حافظ نیز همراه ما بود. صبح زود، پیش از رفتن به دادگاه که در نزدیکی میدان شیرودی قرار داشت، صبحانه‌ای ساده و دل‌چسب؛ آش شیرازی خوردیم و راهی جلسه شدیم.

عصر همان روز، ساعت پنج، با اتوبوس راهی تهران شدم. در طول مسیر، خبر دیگری در صدر رسانه‌ها قرار گرفت؛ حمله هواپیماهای آمریکایی به یازده موضع در سواحل خلیج فارس. گویی روزی که با بحث درباره مرزهای نقد و آزادی رسانه آغاز شده بود، با خبری از تنش و قدرت در مقیاسی بزرگ‌تر به پایان می‌رسید.
اکنون باید منتظر ماند؛ هم برای رأی دادگاه و هم برای داوری زمان درباره نقش رسانه‌های محلی در روایت حقیقت و دفاع از حق نقد.

تهران – ۱۴۰۵/۴/۲۳