هفت‌برکه: در ادامه‌ی سلسله مباحث گویش گراشی در هفت‌برکه با هشتگ «گنجینه»، محمدحسن روستایی، نویسنده و پژوهشگر گراشی، به مصدر قدیمی «ویشوفتن» و کلمه‌ای مرسوم در زبان محلی امروز ما که احتمالا از این مصدر گرفته شده، پرداخته است: «وش» یعنی عطسه.

Ganjineh 4 Vasha

محمدحسن روستایی: در فرهنگ خرافات، هرگاه کسی موقع حرکت از منزل، «وَشَ» vaša  یعنی عطسه می‌کرد، به او می‌گفتند: «صبر کن؛ این نشانه‌ی آن است که میزبان در منزلش نیست.»

ریشه این واژه می‌تواند از ریشه «ویشوفتن» به معنای «آشفتن» باشد. دکتر کزازی در کتاب نامه‌ی باستان، ج یک، ص ۳۵۸ می‌نویسد: «آشفتن، یا آشوفتن مصدری است پیشوندی که از دو پاره (آ = پیشاوند) + (شوفتن: مصدر ساده) ساخته شده است. ریختی دیگر پیشاوندی آن در پهلوی وشوفتن wišuftan است. بن اکنون وشوب wišūb که در آن به جای پیشاوند«آ» پیشاوند «و» به کار رفته است. ریخت پارسی این مصدر (گشوفتن) و (کشوفتن) است و (کَشُفتن).

نالان نای (مسعود سعد) گفته است:

بکشفت سپهر باز بنیادم / بشکست زمانه باز بنیادم

نیز عبدالواسع جبلی راست:

بدم شکفته چنان کز دم نسیم درخت /  شدم کشفته چنان کز تف سموم گیاه

پس «وَشَ» می‌تواند از مصدر «وِشُوفتَن : آشفتن» باشد.