هفتبرکه- صادق رحمانی: شعر و ادبیات همواره از مهمترین جلوههای فرهنگ و هویت هر جامعه بودهاند؛ عرصهای که در آن تجربههای فردی و جمعی، احساسات، اندیشهها و دغدغههای انسانی به زبان هنر بیان میشوند. در گراش نیز نسلهای مختلفی از شاعران و نویسندگان کوشیدهاند با تکیه بر زبان، فرهنگ بومی و تجربه زیسته خود، در غنای فضای ادبی شهر سهیم باشند. «اتفاق هنری گراش» فرصتی است برای شنیدن روایت این هنرمندان از مسیر آفرینش، یادگیری و فعالیت فرهنگی. در ادامه این مجموعه گفتوگوها، با یکی از شاعران جوان گراش درباره چگونگی شکلگیری علاقه به شعر، نقش انجمنهای ادبی، چالشها و فرصتهای فعالیت در شهرستان و چشمانداز آینده ادبیات گراش به گفتوگو نشستهایم.
مریم قاسمیزادگان، فارغالتحصیل رشته رادیوتراپی، از مؤسسان انجمن شعر چشمه گراش از سال ۱۳۹۷ و دبیر فعلی این انجمن است. او در سالهای فعالیت انجمن، در برگزاری نشستها، شب شعرها و برنامههای ادبی آن نقش مستمر داشته است. او میگوید مسیر یادگیری و پیشرفت ادبیاش بیش از هر چیز بر مطالعهی شخصی، شرکت در کارگاههای آموزشی و گفتوگوهای ادبی استوار بوده است. آثار او بهصورت مشترک در برخی مجموعهها منتشر شده و تجربهی داوری چند جشنوارهی ادبی را نیز در کارنامه دارد.
گفتنی است که در راستای «اتفاق هنری گراش»، انجمن شعر چشمه، فراخوانی برای سرودن شعر به زبان گراشی یا شعر فارسی با موضوع گراش هم منتشر کرد تا آثار برگزیده، پس از بررسی و تأیید، در اختیار خوشنویسان، آهنگسازان و خوانندگان قرار خواهد گرفت تا از دل شعر، آثاری مشترک و ماندگار خلق شود.
هفت پرسش مکتوب هفتبرکه و پاسخهای قاسمیزادگان را میخوانیم.
صادق رحمانی: علاقه شما به شعر و نویسندگی از کجا آغاز شد و چه کسانی در شکلگیری مسیر ادبی شما نقش داشتند؟
قاسمیزادگان: اولین جرقههای علاقهام به شعر از طبیعت اطرافم شکل گرفت. تماشای آسمان، باران و درختها برایم نوعی گفتوگوی خاموش با جهان بود که بعدها راه خود را به شعر باز کرد. در ادامه، تشویقهای مصطفی کارگر باعث شد شعر را جدیتر دنبال کنم و با انگیزه بیشتری در این مسیر قدم بردارم. در کنار این همراهیها، مطالعه، نوشتن و تلاش برای آموختن، مهمترین تکیهگاههای من در مسیر ادبی بودهاند.
رحمانی: انجمنهای شعر و داستان چه نقشی در رشد و بالندگی شما داشتهاند؟
قاسمیزادگان: انجمنهای ادبی بهترین فرصت برای یاد گرفتن، شنیدن و نقد شدن هستند. بسیاری از نکاتی که در کتابها پیدا نمیشود، در گفتوگو با شاعران و نویسندگان و شنیدن تجربههای دیگران به دست میآید. به نظر من برای نسل جوان، حضور در چنین جمعهایی میتواند مسیر رشد را کوتاهتر، پربارتر و هدفمندتر کند.
رحمانی: برای نوجوانان و جوانانی که میخواهند وارد دنیای شعر و نویسندگی شوند چه توصیهای دارید؟
قاسمیزادگان: پیشنهاد میکنم پیش از هر چیز زیاد مطالعه کنند؛ هم آثار کلاسیک و هم ادبیات معاصر را. در کنار مطالعه، نوشتن مستمر و پذیرفتن نقد نیز اهمیت فراوانی دارد. عجله برای انتشار آثار نباید جای یادگیری را بگیرد. هرچه دامنه مطالعه، تجربه و شناخت انسان از زندگی گستردهتر باشد، نوشتن نیز عمیقتر و ماندگارتر خواهد شد.
رحمانی: فعالیت ادبی در شهرستان گراش چه فرصتها و چه چالشهایی به همراه دارد؟
قاسمیزادگان: طبیعتاً فعالیت در شهرستان با برخی محدودیتها همراه است، اما امروزه با گسترش فضای مجازی، فاصلهها بسیار کمتر از گذشته احساس میشود. از سوی دیگر، گراش ظرفیتهای فرهنگی، زبانی و بومی ارزشمندی دارد که میتواند الهامبخش خلق آثار متفاوت باشد. اگر این ظرفیتها جدی گرفته شوند، شهرستان نه یک مانع، بلکه یک فرصت مهم برای آفرینش ادبی خواهد بود.
رحمانی: مهمترین نیاز امروز شعر و داستان در گراش را چه میدانید؟
قاسمیزادگان: همه عناصر از جمله آموزش، نقد، انتشار آثار، حمایت فرهنگی و ارتباط با جریانهای ادبی کشور اهمیت دارند؛ اما اگر بخواهم یک عامل را برجسته کنم، آن «تداوم» است. تداوم جلسات، آموزش، نقد و فعالیتهای ادبی. هر جا استمرار وجود داشته باشد، سایر بخشها نیز بهتدریج شکل میگیرند و رشد میکنند.
رحمانی: طرح «اتفاق هنری گراش» چه ظرفیتهایی برای توسعه فعالیتهای ادبی شهر دارد؟
قاسمیزادگان: زیبایی این طرح در آن است که شعر را از محدوده کتاب فراتر میبرد و آن را با هنرهایی مانند خوشنویسی، موسیقی و دیگر شاخههای هنری پیوند میدهد. این همافزایی میتواند هم به دیده شدن آثار شاعران کمک کند و هم زمینه خلق آثار مشترک و ماندگار را فراهم آورد. امیدوارم این حرکت به یک جریان مستمر فرهنگی تبدیل شود و تنها به یک برنامه مقطعی محدود نماند.
رحمانی: چشمانداز شما برای آینده شعر و ادبیات در گراش چیست؟
قاسمیزادگان: آرزو دارم گراش بیش از امروز با شعر و ادبیات شناخته شود؛ شهری که در آن جلسات ادبی پررونق، شاعران جوان فعال، نقد جدی و همکاری میان هنرمندان به یک جریان طبیعی و پایدار تبدیل شده باشد. اگر بتوانیم انگیزه نسل جوان را حفظ کنیم و فضای گفتوگو، یادگیری و همدلی را زنده نگه داریم، آینده روشنی در انتظار ادبیات گراش خواهد بود. همچنین اگر بتوانم سهم کوچکی در شکلگیری این مسیر داشته باشم و انگیزهای برای نوشتن، آموختن و همراهی اهالی شعر و ادب باشم، خود را خوشبخت خواهم دانست.



