هفت‌برکه – صادق رحمانی: موسیقی برای بسیاری از هنرمندان تنها یک هنر نیست؛ سیری است برای بیان هویت، عبور از محدودیت‌ها و ساختن افق‌های تازه. در سال‌های اخیر، حضور بانوان هنرمند در عرصه موسیقی گراش، تصویری متفاوت از توانایی، پشتکار و اراده را به نمایش گذاشته است. برخی از آنان نه‌تنها مسیر هنری خود را ساخته‌اند، بلکه الهام‌بخش نسل تازه‌ای از دختران و زنان علاقه‌مند به هنر نیز بوده‌اند.

در ابتدای مجموعه جدید گفت‌وگوهای #پرساگفت در قالب «اتفاق هنری گراش» (اینجا درباره این اتفاق بخوانید)، با شریفه هاشمی، نوازنده و مدرس موسیقی، درباره انگیزه ورود به دنیای موسیقی، نقش هنر در زندگی، جایگاه بانوان در فعالیت‌های هنری و چشم‌انداز موسیقی بومی گراش گفت‌وگو کرده‌ایم.

شریفه هاشمی، علاقه‌مند به موسیقی و شعر و هنر، فعالیت هنری خود را از سال ۱۳۸۳ آغاز کرد، فعالیت آموزشی او با تدریس نقاشی کودک شروع شد و نتیجه‌ی چندین سال آموزش کودکان، نمایشگاه نقاشی «رنگ بازی کودک درون من» در سال ۱۴۰۱ بود. کتاب «من اینجا هستم» باموضوع دلنوشته و شعر که بیشتر به دردهای اجتماعی می پردازد، اولین اثری است که در سال ۱۳۹۸ به چاپ رساند. هاشمی علاوه بر آموزش و تدریس دف، سرپرست گروه دف‌نوازان برشید و مدیر آموزشگاه هنری برشید است. او همچنین در زمینه‌ی تولید محتوا و پادکست موفق به کسب مقام دوم و سوم منطقه‌ای در جشنواره گریش‌بانگ شده است و در سال گذشته یک کنسرت هنرجویی و یک نمایشگاه نقاشی آثار هنرجویان این آموزشگاه را برگزار کرده است.

Sharifeh Hashemi

هفت پرسش مکتوب هفت‌برکه و پاسخ‌های شریفه هاشمی را می‌خوانیم.

صادق رحمانی: چه اتفاق یا تجربه‌ای شما را به سمت موسیقی کشاند و مسیر هنری‌تان را شکل داد؟
شریفه هاشمی: دیدن یک کنسرت دف‌نوازی نقطه آغاز این مسیر بود. آن روز بیش از خودِ موسیقی، تفاوت میان اجراکنندگان روی صحنه و تماشاگران برایم سؤال شد. با خودم فکر می‌کردم چرا من به عنوان یک زن گراشی، به دلیل برخی محدودیت‌ها، تعصبات و نگاه‌های فرهنگی، باید پایینِ سن بنشینم و فقط تماشاگر باشم؟ چرا با وجود علاقه، استعداد و انگیزه، نباید فرصت حضور روی صحنه را داشته باشم؟ این پرسش‌ها در من یک زلزله واقعی ایجاد کرد. امروز سال‌هاست که روی صحنه می‌روم و خوشحالم که توانسته‌ام افراد دیگری را نیز با خودم به این مسیر بیاورم؛ هرچند راه آسانی نبود.

رحمانی: موسیقی چه جایگاهی در زندگی شما دارد و چه چیزی باعث شده سال‌ها در این مسیر بمانید؟
هاشمی: موسیقی و هنر برای من نوعی تخلیه روحی و معنوی است. احساس می‌کنم هنر ارزش آن را دارد که بخش بزرگی از عمرم را به آن اختصاص دهم. هنر به من یادآوری می‌کند که توانمند، صبور، ارزشمند و منحصربه‌فرد هستم و همین احساس، انگیزه ادامه مسیر را در من زنده نگه می‌دارد.

رحمانی: کدام لحظه یا تجربه در فعالیت هنری بیش از همه به شما احساس رضایت و موفقیت می‌دهد؟
هاشمی: چند اتفاق برایم بسیار ارزشمند است. نخست زمانی که احساس می‌کنم مسیر درستی را انتخاب کرده‌ام و توانسته‌ام با شکستن برخی محدودیت‌ها، راه را برای حضور زنان دیگری هموار کنم که از جایگاه تماشاگر به جایگاه اجراکننده رسیده‌اند. دوم، وقتی دختران و زنان گراشی را می‌بینم که به واسطه یک اجرا یا فعالیت هنری، انگیزه پیدا کرده‌اند و از دنیای محدود خود بیرون آمده‌اند. اما شاید از همه مهم‌تر، زمانی است که خانواده‌های کم‌بضاعت را می‌بینم که با وجود مشکلات مالی، هنر را برای فرزندانشان انتخاب می‌کنند و اندک داشته‌های خود را صرف رشد معنوی آنان می‌کنند. این صحنه‌ها برای من بسیار تأثیرگذار و امیدبخش است.

رحمانی: موسیقی و فرهنگ بومی گراش چه ظرفیت‌هایی برای معرفی و ماندگاری دارند؟
هاشمی: فرهنگ بومی ما ظرفیت‌های فراوانی برای معرفی و بازشناسی دارد. همان‌گونه که برخی مناطق ایران مانند کردستان یا بلوچستان با موسیقی، پوشش و آیین‌های خود شناخته می‌شوند، گراش و جنوب فارس نیز دارای پیشینه فرهنگی غنی و ارزشمندی است. با این حال، این ظرفیت‌ها کمتر معرفی شده‌اند. حتی خود ما نیز گاهی شناخت کاملی از همه ابعاد این فرهنگ نداریم و این موضوع جای تأمل و تلاش بیشتر دارد.

رحمانی: فضای مجازی و شبکه‌های اجتماعی را برای فعالیت هنری بیشتر فرصت می‌دانید یا چالش؟
هاشمی: به نظر من هر دو جنبه را دارد. فضای مجازی هم فرصت بزرگی برای معرفی هنر، آموزش و ارتباط با مخاطبان فراهم کرده و هم چالش‌هایی به همراه آورده است. در عین حال می‌تواند منبع انگیزه، راهنما و بستری برای رشد هنرمندان باشد.

رحمانی: اگر بخواهید یک رویداد هنری ویژه برای گراش طراحی کنید، چه ایده‌ای را پیشنهاد می‌دهید؟
هاشمی: دوست دارم برنامه‌ای بر پایه همبستگی هنرمندان شکل بگیرد؛ رویدادی که در آن شعرهای گراشی، موسیقی، نمایش و دیگر هنرها در قالب یک کنسرت یا حتی یک اثر بزرگ و منسجم به اجرا درآید. برنامه‌ای که هویت فرهنگی شهر را معرفی کند و از حاشیه‌ها و تعصبات فاصله بگیرد. همچنین سال‌هاست آرزوی اجرای یک گروه دف‌نوازی بانوان گراشی با لباس محلی در یکی از فضاهای تاریخی شهر را دارم. برای تحقق این ایده بارها تلاش کرده‌ام، اما برخی محدودیت‌ها و حساسیت‌ها درباره صدا، تصویر و حضور بانوان مانع اجرای کامل آن شده است.

رحمانی: آینده موسیقی در گراش را چگونه می‌بینید و چه آرزویی برای هنرمندان این حوزه دارید؟
هاشمی: آرزو دارم روزی هنر و موسیقی در گراش بیش از گذشته مورد حمایت قرار گیرد و هنرمندان بتوانند بدون دغدغه‌های غیرهنری، استعدادهای خود را شکوفا کنند. همچنین امیدوارم موسیقی و فرهنگ بومی منطقه بیشتر شناخته شود و نسل جدید با اعتمادبه‌نفس و انگیزه بیشتری وارد این عرصه شود و ظرفیت‌های ارزشمند فرهنگی شهر را به جامعه معرفی کند.