هفت‌برکه – صادق رحمانی: موسیقی از کهن‌ترین جلوه‌های فرهنگ انسانی است؛ هنری که در شادی و سوگ، کار و نیایش، همواره همراه مردم بوده و احساساتی را بیان کرده که گاه زبان از بیان آن‌ها ناتوان است. در گراش نیز موسیقی بخشی از حافظه فرهنگی مردم را شکل داده و هنرمندان بسیاری در حفظ و انتقال این میراث نقش داشته‌اند. در ادامه مجموعه گفت‌وگوهای «اتفاق هنری گراش»، با حسن غفوری، از هنرمندان باسابقه موسیقی، درباره مسیر ورود به این هنر، جایگاه موسیقی در جامعه و چشم‌انداز آینده آن گفت‌وگو کرده‌ایم.

Porsagoft 14 Hassan Ghafouri

حسن غفوری متولد ۱۳۴۹ است و مدرک دیپلم دارد. او از پانزده سالگی با خرید یک ساز تار از شیراز یادگیری موسیقی را آغاز کرد و سپس در محضر اساتیدی مانند مجید رایگان و حسین انصاری آموخته‌های خود را تکمیل کرد. اولین اجراهای او به‌صورت کنسرت در مدارس و جشن‌های ملی مذهبی از دهه ۱۳۷۰ با مجید رایگان و مرحوم علی درخشان بود. او از سال ۱۳۷۳ به کویت مهاجرت کرد و پس از آشنایی با استاد رحیمی که از شاگردان استاد کَسایی و استاد شهناز بود، در سطوح عالی نواختن تار را فرا گرفت. غفوری در کویت هم در جشن‌ها در مدرسه ایرانی برنامه‌هایی اجرا می‌کند و اکنون مقیم این کشور است.

هفت پرسش مکتوب هفت‌برکه و پاسخ‌های غفوری را می‌خوانیم.

صادق رحمانی: اولین قطعه، ساز یا صدایی که شما را به دنیای موسیقی کشاند و باعث شد این مسیر را جدی دنبال کنید چه بود؟
حسن غفوری: پدرم نوازنده نی و ساز جفتی بود و همین موضوع باعث شد از کودکی به موسیقی علاقه‌مند شوم. ابتدا نواختن جفتی را آغاز کردم و بعدها به سراغ سورنا و کرنا رفتم. اما نقطه عطف زندگی هنری من زمانی بود که برای نخستین بار صدای ساز تار را در محفلی شنیدم. همان تجربه سبب شد به فکر تهیه تار بیفتم و در شیراز این ساز را خریداری کنم؛ ماجرایی که خود داستانی شنیدنی و بخشی از روایت مظلومیت موسیقی در آن سال‌هاست.

رحمانی: موسیقی برای شما بیشتر یک هنر است، یک زبان برای بیان احساسات، یا شیوه‌ای برای ارتباط با دیگران؟
غفوری: می‌توان گفت هر سه. موسیقی زبان احساسات انسان است؛ از شادی و غم گرفته تا عزا، کار و نیایش. آنجا که زبان از بیان احساسات ناتوان می‌شود، موسیقی آغاز می‌شود. همان‌گونه که گفته‌اند، موسیقی زبان مشترک ملت‌هاست.

رحمانی: در اجرای موسیقی، کدام لحظه برایتان ارزشمندتر است؛ ساعت‌های تمرین و آفرینش اثر یا لحظه‌ای که مخاطب با موسیقی شما ارتباط برقرار می‌کند؟
غفوری: بی‌تردید زمانی که مخاطب با موسیقی ارتباط برقرار می‌کند. آن لحظه است که هنرمند درمی‌یابد تلاشش به نتیجه رسیده و اثر توانسته با شنونده ارتباط برقرار کند. به باور من، همین ارتباط رسالت اصلی موسیقی است.

رحمانی: به نظر شما موسیقی بومی گراش و لارستان چه ویژگی‌هایی دارد و چگونه می‌توان این میراث را حفظ کرد؟
غفوری: به معنای دقیق کلمه، موسیقی مستقل و گسترده‌ای که بتوان آن را کاملاً ویژه گراش و لارستان دانست، نداریم و آنچه وجود دارد بخشی از موسیقی فارس است؛ چرا که ما نیز جزئی از این حوزه فرهنگی هستیم. البته نمونه‌هایی مانند لالایی‌ها و موسیقی کار وجود دارد که می‌توان آن‌ها را گردآوری، ثبت و حفظ کرد تا از فراموشی در امان بمانند.

رحمانی: شبکه‌های اجتماعی و فضای مجازی چه تأثیری بر فعالیت موسیقی‌دانان داشته‌اند؟
غفوری: فضای مجازی تأثیرات فراوانی بر موسیقی گذاشته است و به نظر من مزایای آن بر کاستی‌هایش می‌چربد. معرفی سازها و استادان موسیقی، دسترسی به آموزش‌های آنلاین و امکان بهره‌مندی از دانش استادانی که پیش‌تر به دلیل فاصله جغرافیایی دسترسی به آن‌ها دشوار یا حتی رؤیایی بود، از مهم‌ترین دستاوردهای این فضاست.

رحمانی: اگر قرار باشد یک رویداد موسیقایی ویژه برای گراش طراحی کنید، چه پیشنهادی دارید؟
غفوری: بهترین راه، برگزاری کنسرت‌های منظم و حرفه‌ای است؛ البته این کار نیازمند همکاری و همراهی همه مسئولان شهر برای رفع موانع موجود است. موسیقی هنری پرهزینه است و اجرای برنامه‌های باکیفیت نیازمند امکانات و پشتیبانی مناسب است. همچنین باید میان مسئولان و هنرمندان نوعی تعهد و همکاری متقابل شکل بگیرد. موسیقی می‌تواند علاوه بر نقش فرهنگی، ظرفیت‌های اجتماعی و اقتصادی فراوانی نیز داشته باشد؛ از جمله برگزاری کنسرت‌های خیریه که معمولاً با استقبال گسترده مردم روبه‌رو می‌شوند.

رحمانی: وقتی به آینده موسیقی در گراش نگاه می‌کنید، چه آرزویی برای هنرمندان و علاقه‌مندان این حوزه دارید؟
غفوری: آرزوی من، سلامت و موفقیت هنر و هنرمندان شهرمان است؛ همچنین موفقیت همه کسانی که برای نشاط، آرامش و سلامت روح و روان جامعه تلاش می‌کنند. باور دارم هنر، به‌ویژه موسیقی، می‌تواند نقشی مؤثر در ارتقای کیفیت زندگی مردم داشته باشد.
در پایان، حسن غفوری سخن خود را با این بیت به پایان می‌برد:
قلندران حقیقت به نیم جو نخرند / قبای اطلس آن‌کس که از هنر عاری است