هفت‌برکه: گاهی تاریخ را نه در کتاب‌ها، که در دستان مردم می‌شود پیدا کرد؛ در دست‌هایی که کایه می‌دوزند یا دست‌هایی که پولک را به مشب و بادبزن می‌نشانند. صنایع دستی فقط یک هنر نیست، بلکه حافظه‌‌ی زنده‌ مردم است، زمانی که فرهنگ با دست، زبان گویا پیدا می‌کند.

‌امروز، ۱۰ ژوئن همزمان با ۲۰ خرداد، روز جهانی صنایع دستی است؛ روزی برای فکر کردن به دستانی که فرهنگ را زنده نگه داشته‌اند؛ دستانی که هنوز امید، اصالت و عشق را می‌سازند و حتی روایت می‌کنند. صنایع دستی فقط ساختن نیست، بلکه جان دادن به خاطره‌هاست.

به مناسبت روز جهانی صنایع دستی، و در چهل و دومین شماره از ستون گپتریا، پای صحبت نرگس خاتون آذربادگان و دخترش مریم آذربار می‌نشینیم و هنر آنها را در عکس‌های مجید افشار، عکاس هفت‌برکه، تماشا می‌کنیم.

Gaptaria Azarbadegan Azarbar 1

 

نرگس خاتون: میراث‌دارِ هنر مادری

نرگس خاتون آذربادگان، همسر حاج شکرالله آذربار، یکی از ده‌ها زنانی است که هنر قدیم گراش را با دستانش روایت می‌کند. او این هنرها را از مادرش، نسا بهروزی، همسر کربلایی غلامعباس آذربادگان، آموخته است و این میراث را زنده نگه داشته‌ است. امروز، دخترش مریم آذربار نیز سومین نسل این خانواده است که روایتگر هنرهای قدیمی و سنتی گراش شده است، چون در بعضی خانه‌ها، هنر فقط یک کار نیست، میراثی‌ است که نسل به نسل میان آنها می‌چرخد.

نرگس خاتون، متولد سال ۱۳۴۴، از کودکی کنار مادرش نشست و این هنرها را یاد گرفت: بادبزن، مُشَب، سرکوزه، رومیزی، دستمال حنا، جا مُهر نماز، جا قرآن، تنباکودان، جا اَنبر، تسبیح عروس و بسیاری دیگر از صنایع دستی قدیمی. او از میان شش دختر خانواده، تنها کسی بود که میراث‌دار هنر مادرش شد و حالا از میان شش دختر و دو پسرِ خودش نیز مریم و تا حدودی راضیه، این راه را ادامه داده‌اند. این مادر و دختر سال‌هاست هنرهای سنتی را کنار هم زنده نگه داشته‌اند.

نرگس خاتون می‌گوید: «اَمی زمانَه شوق اُموا کمک ننه‌مو مَکه» اما این روزها کمتر پای کار می‌نشیند، چون فرزندانش کمتر اجازه می‌دهند زحمت بکشد. بیشتر برای سرگرمی یا به درخواست اطرافیان کار می‌کند، چون به او می‌گویند: «زمان جوانی درست می‌کردی، الان هم برایمان درست کن.»

Gaptaria Azarbadegan Azarbar 2

مادر و دختر هنرمند

مریم نیز مانند مادرش از کودکی به این هنر علاقه داشت و راه مادر و مادربزرگش را ادامه داده است. او می‌گوید: «من از ۱۸سالگی این کارها را شروع کردم، اما از حدود ۳۰سالگی که سرپرستی بچه‌ها با من شد، نزدیک به ۱۱ سال است که این کار را به‌صورت جدی و به‌عنوان منبع درآمد ادامه می‌دهم.»

او مادر سه فرزند است، فاطمه‌زهرای ۱۴ ساله و دوقلوهایی با نام زینب و حسین که ۱۱ساله هستند، حالا بچه‌های او در خانه‌ای بزرگ می‌شوند که رنگ هنرهای قدیمی در آن جریان دارد.

مریم می‌گوید: «شکر خدا هنوز مردم گراش و شهرهای اطراف به کارهای سنتی علاقه دارند و با اینکه این کار بسیار پرزحمت است، اما از نظر درآمد هم خوب است.» مریم علاوه بر هنرهای سنتی مادربزرگش و صنایع دستی سنتی، عبا و انواع کارهای هنری، کاردستی‌های مدرسه مثل کلاه فارغ‌التحصیلی، روزنامه‌دیواری و انواع ماکت‌های مذهبی را هم می‌سازد.

مُشب و بادبزن؛ هدیه‌ای برای دوستان

او می‌گوید خواهرهایش هم در این مسیر همراهش هستند، مخصوصاً راضیه که از کودکی بیشتر از همه به هنرهای بی‌بی علاقه داشت؛ آن‌قدر که همه می‌گفتند انگار دخترِ بی‌بی شده است. البته خواهرها این کارها را نه فقط برای درآمد، بلکه برای هدیه درست می‌کنند تا هنر سنتی گراش فراموش نشود. مریم می‌گوید: «هر شهری که دوستی داشته باشیم، حتماً مُشب و بادبزن به‌عنوان هدیه و یادگاری برای آنها درست می‌کنیم و می‌بریم.»

Gaptaria Azarbadegan Azarbar 3

مشتری‌ها از خلیج فارس تا شهرهای اطراف

مریم معتقد است امروز مردم بیشتر این صنایع دستی را برای دکور و تزئین سفارش می‌دهند، اما هنوز هم مشتری‌های زیادی از شهرهای اطراف و حتی کشورهای حوزه خلیج فارس دارند. مریم می‌گوید: «آنقدر که از دبی مشتری داشتیم، شاید در خود گراش نداشتیم. گاهی ۱۰۰ تا ۲۰۰ بادبزن، مشب و سرکوزه آماده می‌کردیم و می‌فرستادیم.» آن‌ها از شهرهای اطراف مثل خنج و اوز هم مشتری دارند، این‌ها نشانه‌ای از این است که هنرهای سنتی، هنوز در زندگی مردم جریان دارد.

روز جهانی صنایع دستی، روز دستانی است که فقط وسیله نمی‌سازند؛ بلکه خاطره، فرهنگ و سنت یک شهر را زنده نگه می‌دارند.

Gaptaria Azarbadegan Azarbar 4