هفتبرکه: در ادامهی سلسله مباحث گویش گراشی در هفتبرکه با هشتگ «گنجینه»، محمدحسن روستایی یادداشتی را به درخواست ما نوشته است.
محمدحسن روستایی، نویسنده و پژوهشگر:
در میان واژههای کهنِ گویش گراشی، فعل «نیشیدن» جایگاه ویژهای دارد؛ فعلی که ریشه آن را میتوان تا زبان پهلوی دنبال کرد. این واژه در گذشته به معنای «دیدن» به کار میرفته و هنوز هم در گویش گراش در قالبهایی مانند «بِنیش» و «بِشُم» زنده است.
گراشیها از این فعل نهتنها برای دیدن، بلکه برای پیدا کردن، جستوجو کردن و حتی اندیشیدن استفاده میکنند. برای نمونه، عبارت «بِنیش کِئن؟» به معنای «ببین کیست؟» و «بِنیش چِ اَگُتَ؟» به معنای «فکر کن چه باید گفت» است.
ردپای «نیشیدن» را میتوان در اصطلاحات محلی، کنایهها و حتی ترانهها و سرودههای کودکانه گراش نیز دید. واژههایی مانند «فالنیش» (فالبین) و تعابیری چون «سر پاتیلِ نیشدای» که کنایه از خیانت کردن است، از کاربرد گسترده این ریشه حکایت دارند. پژوهشگران احتمال میدهند واژه فارسی «نشان» نیز با همین ریشه پهلوی «نیش» به معنای دیدن پیوند داشته باشد. حضور این فعل در گفتار روزمره و فرهنگ شفاهی مردم گراش، نمونهای ارزشمند از تداوم واژگان باستانی در گویشهای ایرانی است؛ میراثی زبانی که حفظ و ثبت آن میتواند به شناخت بهتر تاریخ زبان فارسی کمک کند.
مطلب کامل را در ادامه بخوانید.
توجه به افعال «بنیش» و «بِشُم» از مصدر «نیشیتَن / نیشیدَن»
«نیشیتن: nišitan دیدن» (فرهنگ فارسی به پهلوی: ۲۴۸)
«نیشیدن. (دَ) (مص) نگاه کردن. این کلمه در المدخل در احکام نجوم آمده.» (از فرهنگ فارسی معین)
مصدر این فعل در گویش گراش: نیشِذَ / نیشِدَ nišeza / nišada به معنای ۱. دیدن؛ ۲. جستوجو کردن»
مثال:
اُتنیشا ot nišá یعنی پیدا کردی؛
مَنیش maniš یعنی پیدا نکن؛
بِنیش کِئن؟ beniš ke en? یعنی ببین (مشخص کن) کیست؟
این فعل در گویش گراش، در این واژهها استفاده میشود:
فالنیش fâl niš یعنی فالگیر
نشونَه nešuna یعنی خال
و همچنین در این اصطلاحات:
۱. بِنیش چِ بُذای (بُدای)
(bodây)? beniš če bozáy
ببین چه میشود (چه اتفاقی افتاده است؟)
۲. سِرَت بِنیشَم؟
serat benišam
(شپش) در سرت بیابم؟
۳. سِر پاتیلِ نیشِذای (نیشدای)
. ser-e pâtil-e nišezây ( nišedây)
سر (درون) پاتیل را (برای گوشت) جستوجو میکند. کنایه از: خیانت کردن.
۴. بِنیش چِ اَگُتَ؟
beniš če a:got-a
ببین (بیندیش) چه باید گفت (بگویی).
در فارسی معیار واژه:
«نشان»، در پهلوی نیشان níšân بوده است. میتواند بود این واژه از ستاک نیش níš در پهلوی به معنی دیدن برآمده باشد.» (نامه باستان، جلال الدین کزازی، ج یک، ص ۲۰۵).
صورت دیگر این فعل در گراش «بِشُم: ببینم» است که بیشتر به عنوان فعل ناقص به کار برده میشود. مثلا:
«بِشُم کِئن؟ bešom ke en? ببین (مشخص کن) کیست؟»؛
یا «بِشُم پیشونی نِوشُّو چِ ب ( bešom pišoni neveššu če be. : ببینم پیشانی نوشتشان چه باشد؛ کنایه از این که تقدیر چه برای آنها رقم زده است.
یا «حالا بِشُم تا کَ اَتَوِ.» hálá bešom tá ka atave. یعنی حالا ببینم تا کی دوام دارد. کنایه از: ۱- دوام داشتن بدن در مقابل بیماری؛ ۲- دوام داشتن شیئی در برابر مثلاْ رطوبت و گرما و…
رد پای این واژه در سرودههایی که بزرگترها برای نوزادان و کودکان میخوانند نیز دیده میشود. مثال:
هَمیشِه وُ همیشِه / دو بَندِ اَشرفی شِ / خالِ کمرزری شِ / بابا کمر طلا شِ / بَگَپِ مَجلِسی شِ / مَجلِس اَچِ کَری شِ / بِنیشی چِ کَری شِ / مَکِسِ مَجلِسی شِ.
Hamiše o hamiše do band-e ašrafi še xâl-e kamar zari še bâbâ kamar telâ še ba:gap-e majlesi še majles ače kari še beniši če kari še make:se majlesi še.
شِ ( اُشِ ) : دارد / خالِ : خالو / کَری : کاری / بِنیشی : ببینید / بَ گَپ: بابا بزرگ / مَکِسِ : خویش و قوم / اَچِ : میرود /
همیشه و همیشه / دو بند اشرفی دارد / خالوی کمرزرین دارد / پدری کمر طلا دارد / پدربزرگی (پدری) مجلسی دارد / مجلس میرود، کاری دارد / ببین چه کاری دارد / اقوام مجلسی دارد.
بنابراین:
«نیشیدن» در معانی مختلف کاربرد دارد: ۱. جستوجو کردن؛ ۲. دیدن؛ ۳. اندیشیدن.
قدر این افعال باستانی و قدیمی را بدانیم و ارج نهیم.
برگرفته از فرهنگ «اصطلاحات، کنایات و مثلهای گراش»
محمدحسن روستایی
۱۷ خرداد ۱۴۰۵



