هفتبرکه: صدای دینگدینگ دلچسب زنگ دوچرخه را حتما به یاد دارید. از میان وسایل نقلیه، شاید هیچکدام به اندازهی دوچرخه بین ما محبوب نیست چون همهی ما حداقل یک بار در کودکی دوچرخهسواری کردهایم. این وسیله آنقدر محبوب است که در تقویم جهانی، روز مخصوص به خودش را دارد. ۱۳ خردادماه مصادف با سوم ژوئن هر سال، روز جهانی دوچرخه است. در اهمیت این وسیله همینقدر بگوییم که در بسیاری از کشورهای اروپایی از جمله آلمان، مسیرهای مشخص دوچرخهسواری در تمام خیابانها وجود دارد و حتی عبور عابر پیاده از آن یا دیگر وسایل نقلیه، جریمه به همراه دارد! گراش میتواند در کنار همهی امکانات دیگرش، پیست استاندارد دوچرخهسواری هم داشته باشد.
این گزارش شامل مروری بر بخشی از دیدگاههای رسمی نهادها و افراد در مورد دوچرخهسواری بانوان، وعدهها برای احداث مکان مناسب و یا پیست استاندارد برای آقایان و خانمها، و همچنین گفتگو با دو نفر از زنان فعال این رشته در گراش، زهرا جهانسوزی و زهره صمیمی، است. اگرچه همچنان فضای اختصاصی برای دوچرخهسواری مردان و زنان در گراش ایجاد نشده و به نظر میرسد قول و وعدهها پس از گذشت تقریبا یک دهه، همچنان به جایی نرسیده، اما دوچرخهسواران همچنان با رد شدن از موانع، در حرکت هستند.
مروری بر وعدههای ساخت فضای استاندارد دوچرخهسواری زنان در گراش
دوچرخهسواری زنان یک چالش کاملا متفاوت است و در گراش مشکلات خودش را دارد؛ از نبود مکان یا مسیر امن دوچرخهسواری تا مخالفت بعضی نهادها و یا بخشی از افکار عمومی. در نگاه اول، وقتی دوچرخهسوار خانم در سطح شهر گراش نمیبینیم یا به ندرت میبینیم، میتوان به این نتیجه رسید که خانمها برای اینکه بتوانند آزادی عمل بیشتری در این ورزش در سطح شهر داشته باشند، هنوز نیاز به تغییر دید جامعه دارند؛ بهویژه که مکان اختصاصی هم برای این فعالیت ندارند. میتوان حدس زد که با وجود برخی محدودیتها و عدم همراهی مسئولین و احداث نشدن پیست استاندارد، دوچرخهسواری برای بانوان در گذشته چالش بود و اکنون نگاهها تا حدودی تغییر کرده است.
واقعیت این است که بخشی از خانمها در گروههای سنی مختلف در گراش هم مثل شهرهای دیگر، دوست دارند از دوچرخه برای ورزش، یا حتی به عنوان وسیله نقلیه استفاده کنند. مرور بخشی از دیدگاههای رسمی مسئولین در طول یک دههی گذشته در گراش و وعدهها برای احداث یک پیست یا فضای اختصاصی مناسب؛ موضوع دوچرخهسواری خانمها در گراش را از جنبهی دیدگاههای رسمی و نظرات خود افراد فعال در این رشته بهتر نشان میدهد. پیدا کردن خانمهایی که دوچرخهسوار باشند و مایل به گفتگو؛ برای تکمیل این گزارش سخت بود و سعی شده است دیدگاههای متفاوت مطرح شود.
یک دهه تلاش برای ساخت یک پیست اختصاصی
اولین حرکت برای به حرکت در آوردن چرخ دوچرخهی زنان در سطح نیمه-عمومی و فراهم کردن امکانات فیزیکی برای حمایت از ورزش دوچرخهسواری زنان در گراش یک حرکت مثبت بود و نور امیدی برای عاشقان این رشتهی مفرح در بین زنان تاباند.
۹ سال قبل در اردیبهشت ۱۳۹۶، اولین پیست دوچرخهسواری زنان در دانشکدهی علوم پزشکی گراش افتتاح شد. این پیستِ محصور، به مساحت حدود ۳هزار متر مربع، مخصوص دانشجویان دانشکده بود، اما قرار بود در قدمهای بعد برای استفادهی زنان شهر گراش هم باشد. به گفتهی علیرضا دانشور، مدیر وقت دانشجویی و تربیت بدنی دانشکده علوم پزشکی گراش؛ این امکانات «بر مبنای فرهنگ و آداب و رسوم این شهرستان برای ورزش و فعالیتهای بانوان» تدارک دیده شده بود (+)
اما شاید افتتاح این پیست، در کنار قوت گرفتن فعالیتهای دوچرخهسواری زنان در آن سالها، به تدریج باعث شد گسلهای چالشبرانگیز برای این موضوع به ظاهر ساده، آشکار؛ و ساز مخالفت با این فعالیت در گراش برای زنان، بلندتر شود.
۸ سال قبل، در دیماه ۱۳۹۷ و در جلسهی کارگروه آسیبهای اجتماعی شهرستان گراش در فرمانداری (+)، دوچرخهسواری بانوان در سطح شهر گراش به عنوان یکی از آسیبهای اجتماعی برچسب خورد. سرگرد مجتبی دهقان، فرمانده وقت سپاه، پیگیری راهاندازی انجمن دوچرخهسواری زنان و دختران را از جمله آسیبهای شهر گراش عنوان کرد و با اشاره به طرح آن با هشتگ در فضای مجازی در آن روزها، گفت: «وقتی خواهری در فضای مجازی همچین هشتگهایی راه بیاندازد، پشت سرش هم دوچرخهسواری زنان و دختران در پارک و ورزشگاه را بیایند دنبال کنند، یا شکایت مصلح را به غیرمصلح ببرند و بگویند ما جا نداریم، میرویم در اوز دوچرخهسواری دختران را راهاندازی میکنیم. اینها آسیب سطح جامعه است.» اگرچه در این جلسه نیز بر پیگیری احداث مکانی برای فعالیت ورزشی زنان تاکید شد.
این سخنان در فضای مجازی و اجتماعی شهر بازتاب زیادی داشت. در آن زمان، حیدر حجازی، وکیل دادگستری و مسئول وقت کمیته دوچرخهسواری شهرستان، در واکنش به این موضع، با ارسال یادداشتی برای هفتبرکه (+) گفت دوچرخهسواری خانمها و تشکیل سمن یا انجمنی تحت عنوان دوچرخهسواری بانوان، منع قانونی و شرعی ندارد. اگرچه به گفتهی حجازی، در آن زمان هیات دوچرخهسواری گراش، به بانوان مجوز دوچرخهسواری در سطح شهر گراش را نداده است.
این دیدگاه دو سال بعد با طرح تکمیل پارک بانوان برای ایجاد فضای مناسب فعالیت و ورزش دوچرخهسواری برای آنها، ظاهرا به سمت حل بخشی از مساله پیش رفت؛ پارکی که اکنون ۱۲ سال از طرح ایدهی اولیه آن شورای چهارم (+) میگذرد و چند بار زمین آن جابهجا شده و هنوز هم اتمام آن در هالهای از ابهام است.
به شش سال قبل برمیگردیم. در مهرماه سال ۱۳۹۹، حجتالاسلام محمدباقر بخشایشپور، امام جمعهی گراش، نارضایتی و نگرانی خود را از دوچرخهسواری بانوان در سطح شهر گراش از پشت تریبون نماز جمعه اعلام کرد که هفتبرکه خبرش را منتشر کرد (+). او گفت: «دوچرخهسواری بانوان زیبنده شهرستان ولایی گراش نیست.» و از مسئولین زیربط خواست تا با تکمیل پارک بانوان، فضای مناسب آنها برای دوچرخهسواری فراهم شود؛ که تا زمان نوشتن این گزارش و گذشت تقریبا یک دهه، خبری از تکمیل این پارک نیست.
تلاش برای ایجاد فضای فیزیکی مناسب برای دوچرخهسواری عمومی و از جمله زنان، در اردیبهشت ۱۴۰۳، دوباره قوت گرفت. دو سال قبل، مسیر پیادهروی و دوچرخهسواری فرهنگسرای آبشار اندیشه گراش، به طول ۶۰۰ متر و به صورت رفت و برگشت، هر دور ۱۲۰۰ متر؛ به بهرهبرداری رسید (+). این مسیر دوچرخهسواری یک فضای ایمن برای کودکان و حضور خانوادهها فراهم کرد و در آن زمان با استقبال خانوادهها، به خصوص زنان و کودکان مواجه شد. این مسیر بیشتر به یک تغییر کاربری شبیه بود. مسیری که برای پیادهروی طراحی شده بود، به دلیل ضرورت و نیاز به مسیر دوچرخهسواری، تبدیل به مسیر دوچرخهسواری شد.
با تغییر چند فرماندار و ورود یعقوب میرزایی قیری، فرماندار کنونی در دولت مسعود پزشکیان، موضوع یا بهتر است بگوییم چالش دوچرخهسواری خانمها و داشتن یک مکان مناسب و امن دوباره پررنگ و وارد فاز جدیدی شد، چون این یکی از موضوعاتی است که تاکنون چند بار از سوی فرماندار مطرح شده و به عقیدهی او در چارچوب اسلامی، میتوان آن را عملی کرد. شاید بتوان گفت یکی از اولین نقدها از سوی نهادها و افراد و نهادهای مذهبی به این موضوع، به این بخش از سخنان فرماندار و موضعگیری صریح او در مورد این مساله بود.
میرزایی قیری در روز جهانی دختر در ۲۱ مهر ۱۴۰۴ و در نشستی با حضور دختران دانشآموز و زنان فعال در حوزهی بانوان (+)، با اشاره به تلاش برای تکمیل پارک بانوان که احتمالا بخشی از آن مختص دوچرخهسواری هم باشد، گفت: «پارک بانوان در حال انجام است و به زودی احداث میشود. ما باید این را در نظر بگیریم که بانوان، آیندهسازان هر جامعهای هستند. اگر خانمها با رعایت اصول و قوانین اسلامی نتوانند آزاد باشند، نمیتوانند نسلی آزاد را تربیت کنند.»
در یکی دیگر از جلساتی که فرماندار دوباره این موضوع را برجسته کرد، نشست هماهنگی توریسمدرمانی در مهرماه ۱۴۰۴ در فرمانداری بود (+). فرماندار با اشاره به لزوم ایجاد تغییرات اجتماعی و فرهنگی؛ از نبود برخی آزادیهای اجتماعی گفت و افزود: «ما نیاز به کار فرهنگی در حوزههای مختلف داریم. با چه دیدی به دنیا بگوییم بیایند اینجا و این همه محدودیت وجود دارد؟ این محدودیتها را نمیپذیرند. تا زمانی که این محدودیتها را داریم نه فقط در ایران که در گراش، رونق گردشگری نخواهیم داشت. بستر رونق گردشگری، آزادی است. خیلی از عقاید سنتی مانع رشد و توسعه میشود.»
گراش و بخش قابلتوجهی از جامعهی زنان، همیشه دوستدار دوچرخه و دوچرخهسواری و استفاده از آن برای تفریح، ورزش یا جابهجایی بودهاند؛ از سهشنبههای بدون خودرو که مهرماه سال ۱۳۹۹ کلید خورد (+) تا دوچرخه یک روز در هفته جایگزین خودرو باشد و پویشی که ادامه پیدا نکرد؛ تا نصب المان مرد دوچرخهسوار در پیادهرو بلوار خلیج فارس از سوی شهرداری در اردیبهشت امسال، که نشان میدهد گراش بخشی از مسیری است که دوچرخهسواران داخلی یا خارجی از آن عبور میکنند (+).
زنان: رویای دوچرخهسواری از کودکی تا بزرگسالی
پیدا کردن زنهای دوچرخهسواری که بتوانیم با آنها در مورد فعالیتشان در گراش گفتگو کنیم هم کار سختی بود. تا اینکه با پرسوجو به دو نفر از خانمهای علاقهمند رسیدیم که سالها رکابزدنشان در کنار همدیگر و زهرا و زهره بودنشان، آنها را رفیق کرده است. زهرا جهانسوزی و زهره صمیمی، دو دوست قدیمی از علاقهای صحبت میکنند که پشت وعدههای ساخت فضای استاندارد یا اختصاصی نماند و خودشان آن را دنبال کردند؛ رویایی که باید برای آن جنگید و آنها همچنان دست از تلاش برنداشتهاند.
زهرا جهانسوزی، نائب رییس هیئت دوچرخهسواری و آرایشگر است و میگوید علیرغم آرایشگری، علاقهی شدیدی به دوچرخهسواری دارد. دوچرخهسواری از کودکی رویای زهرا بوده است. او الان چهار-پنج سال است با تهیه دوچرخه به صورت حرفهای وارد این رشته شده است. او حتی گاهی مسیر خانه تا باشگاه را تا سالهای قبل با دوچرخه میرفته است و با وجود برخی مخالفتها در گذشته، ادامه داده است. زهرا میگوید: «تقریبا بین ۸ تا ۱۰ سال است که شدیدتر به دوچرخه رو آوردهام و بیشتر علاقهمند شدهام و دوچرخه تهیه کردهام و خیلیها را تشویق کردم و دوچرخه تهیه کردند. قرار بود یک تیم تشکیل بدهیم که متاسفانه فعلا نتوانستهایم.»
او میگوید: «در هیئت دوچرخهسواری نائبرییس هستم، اما متاسفانه هیچ جا هیچ حمایتی از دوچرخهسواری بانوان نمیشد.»
زهرا جهانسوزی، دوستش زهره صمیمی را هم به ما معرفی میکند. او میگوید زهره، همیشه با آنها همراه بوده است. زهره، ناجی استخر شنا است و به خاطر علاقهاش به دوچرخه با آنها همراه بوده است. او با همسر و دخترش، با سه دوچرخه و حتی وقتی یک نوزاد کوچک داشته، با کیف کمری بچه را هم میآورند!
قصهی زهره از نحوه ورودش به این رشته و انتخاب دوچرخهسواری جالب است. کرونا برای خیلی از افراد در کنار همهی سختیها و ترسهایش یک نعمت هم بود؛ موهبت استفاده و دیدن دیگر ظرفیتها از خلال محدودیتها. کرونا، زهره صمیمی را به سمت دوچرخهسواری کشانده است. او در اصل مربی شنا و نجاتغریق است، اما دوچرخه چند سالی است به لیست ورزشهای محبوب او اضافه شده است. او میگوید: «من مربی شنا و نجاتغریق هستم. در زمان شیوع بیماری کرونا که منجر به تعطیلی مجموعههای ورزشی شد، تصمیم گرفتیم ورزش دوچرخهسواری را شروع کنیم.»
نداشتن یک مکان امن و استاندارد: مشکل اصلی اینجاست
در گراش بسیاری از دوچرخهسواران برای تمرین و رکاب زدن، جادههای برونشهری را انتخاب میکنند؛ البته چون مسیر مناسب دیگری ندارند؛ وگرنه خطرات آن روشن است.
نداشتن پیست مناسب و مکان و فضای امن و مشخص، زهره را هم مثل دیگر زنان فعال در این رشته به سوی جاده و خطراتی کشانده است که میتوانسته برای آنها خطرآفرین باشد؛ از جادههای بیرون از شهر تا مکانهای کمنور. اما اینها مانع دوچرخهی آنها نشده است. او میگوید: «از زمان شروع مشکلمان، نداشتن پیست یا مکان امن برای دوچرخهسواری بود و مجبور بودیم در بلوار خلیج فارس تا پلیسراه رکاب بزنیم. اما با وجود خطرات و عدم وجود امکانات لازم با تهیه دوچرخهی ایمن و پوشش مناسب، با علاقهای که به ورزش داشتیم، ادامه دادیم.»
صمیمی درباره پیگیریها برای اختصاص یک فضای استاندارد یا پیست مجزا برای فعالیت دوچرخهسواری میگوید: «راستش ما به کسی و جایی رو نزدیم. اکثر افراد میدانند که ما میرویم دوچرخهسواری و کاش یک پیستی بود و جایی بود؛ اما اینکه از نهاد خاصی خواسته باشیم پیستی برایمان تهیه کنند، این نبوده است راستش. یک بار به آقای طالبینژاد که آن زمان رییس هیئت بودند، گفتم شما یک زحمتی بکشید، این مسیری که ما میرویم از کنار رستوران حاتم شروع میکنیم، میرویم تا نیروگاه و آن طرفتر و بعضی وقتها تا پارک جنگلی هم میرفتیم؛ گفتم از حاتم تا نیروگاه، حداقل یک خطکشی کنار جاده بکنند، یک علامتهای دوچرخهسواری بزنند که آن خطرات را به حداقل رسانده باشیم. گفتیم تنها کاری که الان میشود کرد و خطرناک بود در جاده، اما ما علاقه داشتیم و میرفتیم. گفتیم کنار جاده در قسمت شانهی خاکی و باریک آن، اگر یک خطکشی بکنید و چند تا چراغ چشمگربهای بگذارید، که معلوم شود ما در حرکت هستیم؛ میتواند از خطرات کم کند و پیست قشنگی هم میشود. نگفتیم زمینی یا مکانی اختصاص بدهید. این هم در حد درخواست از ایشان به عنوان رییس هیئت آن زمان بود.»
آنها حمایتهایی هم داشتهاند، اما به دلایل نامعلوم نتوانسته راه به جایی ببرد. زهرا جهانسوزی، از نامی آشنا میگوید که هم حامی محیط زیست است؛ هم دستان معجزهگر و شفابخش دارد و هم برای توسعهی ورزش بانوان در گراش تلاش کرده است؛ آقای دکتر احمد عبداللهی. جهانسوزی میگوید: «با آقای دکتر عبداللهی صحبت کردیم و خیلی پشت ما در آمدند و گفتند حتما سعی میکنیم در محیط دانشگاه یک قسمتی برای شما فراهم کنیم تا امنیت داشته باشید و با خیال راحت دوچرخهسواری کنید؛ اما متاسفانه مثل اینکه میسر نشد. حتی در جلسهای که با دکتر عبداللهی داشتیم یک جایی را به ما نشان دادند و گفتند این قسمت برای کانکس دوچرخهی شما باشد، اما نشد. یعنی حتی ظاهرا با آقای دکتر همکاری نکردند و به هر دری میزدیم سنگ جلوی پای ما میانداختند.»
زهرا در مورد پیگیریها برای گرفتن مجوز یا قول محکمی برای ساخت یک پیست خوب میگوید: «بله پیگیری کردیم. باز با امام جمعه جلسه داشتیم و من خودم هم در جلسه حضور داشتم و قول دادند که اول در پارک شهر پیست دوچرخهسواری را اوکی میکنیم و بعد به نتیجه رسیدند که پارک شهر جایی است که دید دارد و نباید دید داشته باشد. بعد پیگیری کردیم و گفتند پس پارک بانوان در خیابان شهیدان نامآور را برایتان درست میکنیم که متاسفانه تا الان آن پارک تبدیل به میدان میوه و ترهبار شده است و مال دانشگاه هم آقای دکتر عبداللهی خیلی دوست داشتند راهاندازی کنیم اما مثل اینکه برخی افرادی که آنجا کارهای هستند، راضی نشده بودند و ما هر موقع میرفتیم برای پیگیری، میگفتند پیگیر هستیم و آن طوری آخرش ول شد و به جایی نرسیدیم.»
از جلسات مخفیانه تا تغییر مثبت نگاه جامعه
زهرا از فعالیتهایی میگوید که سالها با یک گروه کوچک انجام دادند تا چرخ دوچرخهشان از حرکت نایستد: او میگوید: «خیلی تلاش میکردیم و مخفیانه جلسه میگرفتیم. یک تعداد از خانمهای علاقهمند میآمدند و خیلی وقتها میرفتیم سمت اوز یا سمت مسکن طلاب دوچرخهسواری میکردیم و گاهی متلک هم میشنیدیم و اذیت میشدیم؛ اما باز هم ادامه میدادیم.»
دیدگاه زهره صمیمی در مورد محدودیتهای فرهنگی و اجتماعی در گراش با دوستش زهرا متفاوت است. زهره معتقد است دید جامعه نسبت به این فعالیت تغییر کرده و کمتر شرایط سخت و صحبت نامناسبی برای او پیش آمده است. او در مورد شروع این فعالیت در گذشته میگوید: «حقیقتا اوایل از ترس قضاوت مردم از بُعد دیدگاه فرهنگی ماسک میزدیم، اما خدا را شکر هیچ مورد اعتراضی از سمت هیچکس یا نهادی نداشتیم.»
زهره میگوید خیلی وقتها ترس درونی خود افراد و ترس از قضاوت دیگران، باعث دور ماندن از علاقهشان میشود و او معتقد است دید جامعه در گراش حالا دیگر به کلی تغییر کرده و جامعه، دوچرخهسواری زنان را هم پذیرفته است. او میگوید: «خیلی وقتها اطرافیان میگفتند دوچرخهسواری زشت و فلان است و این چه کاری است؛ اما با وجودی که چند سال است داریم میرویم، تا حالا نه یک مورد آزار و اذیتی داشتهایم و نه یک مورد که کسی اعتراضی کرده باشد یا بگوید نروید. از لحاظ فرهنگی واقعا میتوانم بگویم ۹۹درصد جا افتاده است. خیلی وقتها افراد جامعه خودشان یک ترس درونی دارند و میگویند نه زشت است؛ شاید کسی چیزی بگوید و مشکلی برایمان ایجاد شود، اما ما در این چند ساله بعد از کرونا که این همه مداوم داریم میرویم، تا حالا خدا را شکر یک مورد همه نداشتهایم و میتوانم بگویم از لحاظ فرهنگی ۹۹ درصد به پذیرش جامعه رسیده است این موضوع.»
گروه کوچک زنان دوچرخهسوار
زهرا و زهره و دوستانشان از هر مسیر سختی رفتهاند تا رویای دوچرخهسواری زنده بماند. زهرا میگوید: «وقتی میرفتیم دوچرخهسواری حتما سعی میکردیم یک مرد از میان خودمان با ما باشد، چون که خیلیها متلک میگفتند و یا حرف ناجور میزدند و خیلی بیدلیل به ما حرف بد میزدند. ولی ما خیلی توجه به حرف کسی نمیکردیم و سعی میکردیم در محلهایی که کمی تاریکتر است یا خیلی در چشم نبود برویم و دوچرخهسواری کنیم. اوایل اگر دو-سه نفر بودیم؛ بعد تا هفت و هشت نفر هم رسید. بعضیها بدون اینکه پدر و مادرشان خبر داشته باشند، اما چون همسرشان راضی بود، میآمدند و با ما دوچرخهسواری میکردند. اما به مرور کم شد.»
زهرا هنوز هم چه بهتنهایی؛ چه با همراهی یک دوست دیگر، دوچرخه را از پارکینگ خارج میکند و به دل هوای آزاد و تازه میزند. او میگوید: «الان هم دوچرخه در پارکینگ همیشه آماده است. گاهی برمیدارم و اگر دوستی به من ملحق شود که چه بهتر و اگر هم نیایند، خودم میروم بیست دقیقه، نیم ساعت یک دوری میزنم و حال و هوایی عوض میکنم و به خانه برمیگردم.»
زهرا میگوید دوچرخه نه زمان میخواهد نه مکان خاصی؛ همیشه در دسترس است، اما فضای فرهنگی و اجتماعی اینجا کار را سخت کرده است. او میگوید: «شاید زمان باشگاه برای یک خانم جور درنیاید، اما وقتی دوچرخه داری میتوانی هر ساعتی از شبانهروز بروی و ورزش کنی.»
آنها نه هیئت مستقل دارند و نه مکان و فضایی مشخص برای فعالیت. اما همچنان رکابزنان به سمت آینده پیش میروند و ادامه میدهند. زهره صمیمی هم هنوز دوچرخهسواری را ادامه میدهد و میگوید: «در حال حاضر هم بله فعال هستم. قبلا خانوادگی با همسرم و خواهرم میرفتیم که کمکم دوستان هم به جمع ما پیوستند و در حال حاضر هفت نفر و گاهی بیشتر هم میشویم.»
مخالفت برخی نهادها و بخشی از افکار عمومی در گراش با موضوع دوچرخهسواری زنان در سالهای گذشته بیشتر بود، اما این مساله نتوانسته است مانعی سر راه زنان علاقهمند به این رشته باشد؛ علاوه بر اینکه دیدگاه جامعه هم تا حدودی تغییر کرده است. زهرا در مورد این تفاوت دیدگاهها در شهر گراش و شهرهای همسایه میگوید: «آدم خیلی ناراحت میشود که دو شهر همجوار اینجا، چقدر برای دوچرخه اهمیت میدهند و چقدر بانوان گروه تشکیل دادهاند و به همه جا میروند و شبها در خیابان دوچرخهسواری میکنند و متاسفانه خیلی با گراش فرق است.»
او به حرفهای دکتر عبداللهی برمیگردد و میگوید: «دکتر عبداللهی در جلسهای میگفتند اگر خانمها در فضای باز بروند و ورزش کنند، مثل دوچرخهسواری، ما اینقدر مریضهای خانم در بیماری سرطان و مریضیهای دیگر نداشتیم. این همه درد و مریضی خانمها به خاطر کمفعالیتی است و غم و غصه که در خانه مینشینند. جایی برای ورزش ندارند.»
رییس ورزش و جوانان: جلوی کار را میگیرند
نداشتن یک پیست استاندارد و فضای امن دوچرخهسواری در گراش، زنانه و مردانه ندارد و هر دو گروه در حال حاضر جای استانداردی برای تمرین و آموزش ندارند.
به سراغ رییس اداره ورزش و جوانان رفتیم. سحر آذری، رییس اداره ورزش و جوانان گراش؛ در مورد پیگیریها برای راهاندازی یک پیست استاندارد در گفتگو با هفتبرکه میگوید: «پارسال قرار شد یک جایی برای دوچرخهسواری بانوان درست کنند و با فرماندار و همه رفتیم دانشکده علوم پزشکی تا آنجا برای خانمها تدارک ببینند و مربیشان هم خانم جعفریان بود؛ و یک سری جلو آن را گرفتند. ما صحبتش را میکنیم و در اداره کل مطرح میکنیم، ولی در گراش چندان تمایلی ندارند و چند نفر جلو آن را میگیرند و با فرماندار صحبت کردیم و خانم زیانی، کارشناس امور بانوان فرمانداری هم خیلی دنبال آن بود تا دوچرخهسواری بانوان را استارت بزنیم، اما نشد. اما باز هم دنبال آن هستم. اول در شهر باید این اجازه را بدهند اما نمیدهند و میگویند بانوان دوچرخهسواری آن راکد است.»
آذری میگوید امکانات فضا و مکان برای مردان هم وضعیت متفاوتی از بخش زنان ندارد و میافزاید: «بخش آقایان هم ندارند. ما میخواستیم پیست قسمت زمین چمن ورزشگاه محبی درست شود و دور آن برای دوچرخهسواری باشد که پیمانکار به دلایلی – بودجه یا هر چیزی – کار را انجام نداد و کار خوابیده است. باز هم با فرماندار صحبت میکنیم تا ببینیم دوچرخهسواری بانوان به کجا رسیده است و از پارسال خیلی پیگیر بودم.»
رییس هیات: مشکل دوچرخهسواران، نبود فضای استاندارد و ایمن است
به سراغ رییس هیئت دوچرخهسواری برای تکمیل گزارش و گرفتن اطلاعات بیشتر هم رفتیم. جلال ایزدی از سال ۱۳۹۹، رییس هیئت دوچرخهسواری گراش است. هیئت دوچرخهسواری از سال ۱۳۹۷ به صورت رسمی و با تشکیل اعضای هیئت شروع به فعالیت کرده است. ایزدی در مورد فعالیتهای این هیئت در گفتگو با هفتبرکه میگوید: «فعالیت هیئت کمیته دوچرخهسواری همگانی و سایکلتوریسم هست.»
اما دوچرخهسواری مردان هم مثل بخش زنان، مشکلات خودش را دارد. او میگوید: «تاکنون مکان ثابتی جهت دوچرخهسواری آقایان و بانوان در سطح شهر نداریم؛ اما چند سال قبل مدیریت آبشار اندیشه تا حدودی زمین دور محوطه آبشار فضاسازی کردند که مکان مناسبی جهت تمرین و رکابزنی آقایان و بانوان است. بیشتر اوقات آقایان در سطح شهر و یا خارج از شهر رکابزنی میکنند.»
ایزدی در مورد مسیر داخل محوطهی باز آبشار اندیشه که برای دوچرخهسواری در نظر گرفته شد هم میگوید: «پیست آبشار اندیشه که خصوصی است. البته استاندارد هم نیست و یک مسیری دور آبشار اندیشه بود و در نقشه خودشان بیشتر جانمایی برای پیادهروی بوده احتمالا، اما نورپردازی کردند و مسیر را هموارتر و بهتر کردند که برای دوچرخه هم مناسب باشد. اما باز هم حالت رینگ در نظر بگیریم میخورد به در ورودی و عملا برای دوچرخه استاندارد نیست، اما برای تمرین و اینکه فضا بستهای است؛ حداقل برای بانوان مناسب است. اگر بخواهید دور تا دور رکاب بزنید، میخورید به در ورودی که ماشین میآید و ایمن نیست، اما در حد تمرین و یادگیری و آموزش دوچرخهسواری مناسب است.»
او در مورد مشکلات نبود فضای مناسب و اختصاصی این رشتهی ورزشی در گراش برای زنان میگوید: «عمده مشکلات دوچرخهسواران دقیقا نبود فضای استاندارد و ایمن جهت تمرین رکابزنی است. قبلا شورا به ما اعلام کرده بود که در پروژه ساخت پارک بانوان مسیر دوچرخه سواری بانوان جانمایی شده، اما تاکنون ساخت پارک به نتیجه نرسیده است. همچنین ریاست قبلی اداره ورزش هم از جانمایی مسیر به صورت رینگ در نقشهی مجموعه ورزشی محبی خبر داده بود، که آن هم به نتیجه نرسید.»
رییس هیئت دوچرخهسواری میگوید پیست دوچرخهسواری، بخشی از پروژهی پارک بانوان بود و طرح مجزایی نبوده است. ایزدی میگوید: «ریاست ورزش که عوض شد. شورا هم پروژهی خودشان به نتیجه نرسید و چیز جداگانهای نیست. این موارد بخشی در مجموعه ورزشی است که در نقشهشان جانمایی شده بود و شورا هم که قول داد گفت در پارک بانوان است؛ که اگر راهاندازی شود، یکی از بخشهای آن احتمالا برای دوچرخهسواری بانوان است. به صورت کلی پروژه خودشان به سرانجام نرسیده است و ما پیگیری اختصاصی نکردهایم.»
به طور کلی فضای استاندارد برای دوچرخهسواری در شهر وجود ندارد. ایزدی میگوید: «برای آقایان هم جای مشخصی نیست. در حد روزهای اول شورا و تبلیغات، آقای دانشور گفتند پیگیر هستیم یک مسیر دوچرخهسواری برای شما روبهراه شود. اما اینکه جای مشخصی باشد و جای آن را به ما بگویند، خبری نشد.»
رییس سابق هیات: جامعه خودبهخود دوچرخهسواری بانوان را پذیرفته است
حیدر حجازی، مسئول سابق کمیته دوچرخهسواری شهرستان، در گفتگو با هفتبرکه، در مورد تلاشهایی که برای فراهم کردن یک مکان مناسب برای دوچرخهسواری خانمها در حدود ۱۰ سال قبل، از سوی او و دیگر اعضای گروه دوچرخهسواری آقایان انجام شده، میگوید: «زمانی که گروه دوچرخهسواری را راهاندازی کردیم، چند ماه که از آن گذشته بود، متوجه شدیم چند تا از خانمها درخواست میکنند که میخواهند به گروه ملحق شوند. متوجه شدیم به جای گراش، به خاطر برخی مسائل، به لار و اوز میرفتند و در آنجا مشکلی هم نداشت. بعد ما گفتیم راهی برای آنها پیدا کنیم.»
حجازی میگوید امام جمعه به شرط ایجاد شرایط مناسب شرعی، مخالفتی با ادامه فعالیت خانمهای دوچرخهسوار در گراش نداشت و میگوید: «زمانی که آن موقع دنبال راهکار بودیم، که آن موقع هم آقای بخشایشپور امام جمعهی شهر بودند، پیشنهاد دادیم که زمین دور چمن استادیوم در اختیار بانوان قرار دهند. ایشان گفتند با بنر یا پارچه بزنید و با رعایت شرع و قانون هیچ مشکلی ندارد و ایشان موافق بودند؛ به شرطی که ما بنر یا پارچه بزنیم.»
اما هزینهی پارچه و بنر، بالا بوده و ایده به سمت چمن پادگان بسیج میرود. حجازی میگوید: «بعد از آن چون هزینه بنر و پارچه خیلی بالا بود، پیشنهاد چمن پادگان بسیج را دادیم و آنجا هم موفق نشدیم که اینطور مکانی را از آنها برداریم و نتوانستیم رییس وقت سپاه را ببینیم.»
و بعد از چمن پادگان، مدرسه کوثر. او ادامه میدهد: «پیشنهاد ما این بود که به مدرسهی کوثر بروند؛ هم محیط آن برزگ است و هم دور آن پوشیده است. هیچ کدام از این موارد به نتیجه نرسید و خانمها به خاطر ترسی که داشتند به لار و اوز برای دوچرخهسواری میرفتند. مکانهایی که میتوانستیم برویم کسی پیشنهاد نمیداد. خودمان پیشنهاد میدادیم؛ با توجه به اینکه امن باشد و اینکه از لحاظ فرهنگی مناسب باشد.»
حیدر حجازی میگوید حالا نگاه جامعه عوض شده و این فعالیت زنان برای بخش بزرگی از جامعه، پذیرفته شده و به موتورسواری هم رسیده است. او میگوید: «بعد هم اقدام خاصی نشد، تا اینکه این مساله خودش حل شد و جامعه خودبهخود پذیرفت و الان هم خیلی از خانمها راحت، حتی موتور سوار میشوند.»
دوچرخهسواری: از کار فرهنگی تا ایجاد فضای استاندارد
از وعدهها و پیگیریها برای ساخت پیست و مسیر مناسب دوچرخهسواری در گراش، سالها گذشته است. هنوز پیست و فضای استانداردی برای دوچرخهسواری در گراش احداث نشده است، اما هم دیدگاه جامعه بهتر شده است و هم زنان فعال در این رشته پا از رکاب زدن نکشیدهاند. دوچرخهسواری مردان و زنان در گراش، هم نیازمند کار فرهنگی برای کاستن از محدودیتها است، و هم نیازمند ساخت فضاهای استاندارد و ایمن برای هر دو جنس. اگرچه فعالیت این رشته در بین زنان علاقهمند پشت دیوار موانع نمانده است، اما ساخت فضاهایی که مختص ورزش زنان باشد، میتواند حداقل یک قدم کوچک و هر چند محدود، به سمت پاسخگویی به خواستهی فعالان زن در این رشته باشد.






۱۳ خرداد ۱۴۰۵
موضوع دوچرخه سواری زنان در گراش، همانند بسیاری از مسائل دیگر شهرستان بدل به یک مسئله حیثیتی برای جریان بنیادگرا شده، یک خاکریز مهم که نباید از دست برود در حالی که گراش جدا از ایران نیست. این موضوعات سالهاست که در ایران حل شده چون جامعه قدرت گرفته و نهاد حاکم در برابر جامعه به اجبار کوتاه آمده است به نحوی که حالا حتی در تجمعات خیابانی از آغاز جنگ اخیر تا کنون هم حضور افراد با پوشش اختیاری بدل به یکی از دستاویزهای تبلیغاتی نهاد حاکم شده.
بهتر است امام جمعه، سپاه، شورای امر به معروف و جریان ذی قدرت مذهبی در شهر، این تغییرات اجتماعی در سطح کلان کشور را بپذیرد و گراش را جدا از ایران نبیند. همانگونه که در توزیع بودجه و امکانات و منابع ما بخشی از ایران همانند دیگر شهرهای کشور هستیم (بلکه مظلوم تر و کم اهمیت تر!) در سخت گیری های اجتماعی و مذهبی هم گراش را بخشی از ایران بدانید.
و در پایان؛ آزادی یک حق است، یک ضرورت، یک امکان و گزینه نیست که باشد یا نباشد.