هفتبرکه: امروز پنجشنبه ۳۱ اردیبهشت، روز اهدای عضو است. این یکی از ارزشمندترین جلوههای انساندوستی و ایثار است که میتواند به نجات جان بیماران نیازمند و بازگشت امید به خانوادهی آنان منجر شود. این روز، بیش از آنکه به سیاستگذاری یا تجهیزات نیاز داشته باشد، نیازمند فرهنگسازی و آگاهیبخشی به مردم است.

به مناسبت این روز به سراغ سلیمه عابدینپور، پرستار بخش آیسییو بیمارستان گراش و رابط اهدای عضو، رفتیم تا از نزدیک با جزئیات این مسیرِ نجاتبخش آشنا شویم.
فرآیند اهدای عضو نه یک دستورالعمل اداری، بلکه یک مسیر حساس و دقیق است. سلیمه عابدینپور به عنوان رابط اهدای عضو، وظیفهی شناسایی موارد اهدای عضو و برقراری ارتباط میان تیمهای پزشکی گراش و شیراز را بر عهده دارد. او میگوید: «در گراش بیشتر شناسایی فرد انجام میشود و فراهمآوری آن در شیراز است و ما [بیمارستان گراش] زیر نظر شیراز هستیم. در گراش مریضهایی که مرگ مغزی شدند را شناسایی میکنیم و بعد با شیراز تماس میگیریم و تمام اطلاعات مریض و آزمایشها را برایشان میفرستیم. در شیراز هم با پزشک متخصص و تیمشان صحبت میکنند که اگر مورد اطلاع دادهشده مناسب اهدای عضو است، به ما هم خبر میدهند که بله عضوش بهدرد میخورد و من شروع میکنم با خانواده شخص صحبت کردن.»
او در ادامه در مورد روند تشخیص مرگ مغزی توضیح میدهد: «ابتدا سطح هوشیاری مریض را چک میکنیم. تیم اصلی شامل ۵ تیم است؛ تیم متخصص بیهوشی، متخصص داخلی، متخصص مغز و اعصاب، جراح مغز و اعصاب و پزشکی قانونی که با پزشک اصلی مریض صحبت میکند و در نهایت این ۵ تیم مریض را بررسی میکنند؛ مثلا متخصص بیهوشی یکسری کارها روی مریض انجام میدهد؛ متخصص مغز و اعصاب نوار مغز میگیرد و بررسی میکند و یکسری ریفلکسها را روی مریض انجام میدهد؛ جراح مغز و اعصاب سیتیاسکن مغز را انجام میدهد؛ متخصص داخلی کبد و کلیهها را بررسی میکند؛ و بعد از اینها پزشک قانونی میآید و مرگ مغزی را تایید میکند. البته این ۵ تیم باهم کار را انجام میدهند و وقتی که مرگ مغزی تأیید شد اگر مریض مناسب اهدای عضو باشد برای اهدای عضو معرفی میشود.»
و اکنون میرسیم به حساسترین مرحله، یعنی صحبت با خانوادهی فرد: «بعد از معرفی، یا من یا یک شخص از شیراز میآید و اعضای درجه یک فرد را در یکجا جمع میکنیم و در مورد مرگ مغزی صحبت میکنیم و همهچیز را کامل برایشان توضیح میدهیم. سختترین بخش آن اینجاست، آماده کردن خانوادهی مریض. اول که داد و بیداد میکنند و میگویند ما نمیخواهیم بچهی ما تکهتکه شود و در مرحلهی انکار هستند و قبول نمیکنند و فرار میکنند. ما سعی میکنیم با افرادی که مورد اعتماد خانواده هستند، مثلا بعضیها روی حرف داییهایشان و یا روی حرف پدرشان حرف نمیزنند و یا حتی روی حرف افراد سرشناس شهر یا امام جمعه، با اینها صحبت میکنیم که مداخله کنند و اگر قبول کردند، فرد برای اهدای عضو آماده میشود.
«اهدای عضو در موارد مرگ مغزی انجام میشود. البته اهدای زنده هم داریم که بیشتر برای اعضای درجه یک خانواده انجام میشود. اهدای فرد زنده خیلی مشکل است و یک سری شرایط خاص دارد و به این سادگیها نیست.»
او در مورد نحوهی انتقال اعضا و هماهنگیها آن توضیح داد: «در گراش و منطقه اصلا پیوند عضو انجام نمیشود. اگر فرد مرگ مغزی شده شرایطش برای جابهجایی مناسب باشد مستقیم با بالگرد به شیراز منتقل میشود ولی اگر شرایط جابهجایی ندارد و احتمال خطر مرگ و افت فشار است یک پزشک از شیراز میآید که جراح است و هر عضوی که میشود را از بدن خارج میکنند و به شیراز میبرند و در آنجا خودشان پیگیری و لیست انتظار را چک میکنند که عضو به کدام مریض با گروه خونی و سنی میخورد. ممکن است شخصی که در لیست انتظار است برای یک استان و یک شهر دیگر باشد.»
او در مورد تفاوت مرگ مغزی و کما هم توضیح گفت: «مرگ مغزی علاوه بر اینکه فعالیت و عملکرد مغز از بین میرود، فعالیت ساقهی مغز هم از بین میرود و از کار میافتد، یعنی فردی که دچار مرگ مغزی شده اصلا هیچ فرمانی به هیچ ارگانی نمیدهد؛ نه قلب دارد و نه تنفس و ما با دستگاه تنفس مصنوعی ضربان قلب برایش ایجاد میکنیم و قلب به تپش میافتد و به محض اینکه ما دستگاه را از فرد مرگ مغزی جدا کنیم سریع ضربان قلب میرود و تنفس ندارد چون عملکرد مغز و ساقهی مغز از بین رفته است. ولی کسی که در کما است سطح هوشیاری او کمی کاهش پیدا کرده و پایین آمده است، مثلا ممکن است ضربان قلب و تنقس خودبهخودی داشته باشد ولی آگاه به اطراف نیست و سطح درک و هوشیاری آن پایین است، به درد و صدا واکنش نشان میدهد ولی پاسخ کاملی که بخواهید با فرد مقابل برقرار کند ندارد.»
عابدینپور در مورد جایگذاری پروتز به جای عضو برداشته شده میگوید: «بستگی دارد چه اعضایی از فرد برداشته شود، در گراش بیشتر کبد است و شکم کمی خالی میشود و ته میرود که خیلی قابل مشاهده نیست.»
او در مورد اعضای قابل اهدا هم گفت: «بعضی از عضوها و بافت نسوج را میتوان اهدا کرد که در گراش بافت نسوج را نمیتوانند بردارند و برای این کار باید فرد به شیراز منتقل شود؛ مثل قرنیه، پوست و بافت استخوانی. پزشک اگر بیاید گراش فقط میتواند کبد و کلیه را بردارد و چیزهای دیگری نمیتواند. قلب و کلیه و کبد را میتوان اهدا کرد. قلب برای یک نفر و کلیهها هم برای دو نفر و کبد هم به دو سه نفر میشود اهدا کرد. البته بافتهای نسوج را به افراد بیشتری میتوان داد.»
او در مورد کارت اهدای عضو و نقش رضایت خانواده میگوید: «هر وقت کد ملی مریض را در سایت بزنند مشخص میشود که کارت اهدای عضو دارد یا نه. جدیدا در گواهینامهها و کارت نظام پرستاری یک قلب قرمز حک میشود که نشانهی داشتن کارت اهدای عضو است، یعنی من تمایل به اهدای عضو دارم. البته فقط داشتن کارت اهدای عضو کافی نیست، امیدوارم همیشه سالم و سرحال باشید، اما اگر قصد اهدای عضوتان دارید، بعد از گرفتن کارت، حتماً با خانواده در میان بگذارید، چون رضایت آنها شرط اصلی است و بدون آن، اهدای عضو انجام نمیشود. مثلا شخصی کارت اهدا عضو داشته باشد و پدرش راضی نباشد هیچ کاری نمیتوانیم انجام دهیم و در نهایت باید پدرش امضا کند، برای ثبتنام در سایت اهدای عضو میتوانید به سایت اهدا سنتر مراجعه کنید.»
عابدینپور درباره فعالیتهای فرهنگی و اطلاعرسانی اهدای عضو در گراش توضیح میدهد: «در طول سال نه، فعالیتی نداریم، اما در هفتهی سلامت غرفه میزنیم. امسال خیلی کمرنگ بود ولی پارسال خیلی بهتر بود، کارهای دیگری که انجام میشود این است که امام جمعه در خطبه نماز جمعه صحبت میکند تا یک خرده فرهنگسازی بشود. پیشنهادهای دیگری هم بوده مثل نامگذاری یک خیابان به نام فردی که عضو اهدا کرده و ما پیشنهاد دادیم ولی هنوز انجام نشده است، یا بنر کسانی که عضو اهدا کردند میزنیم.»
او درباره استقبال از ثبتنام اهدای عضو در بیمارستان گراش میگوید: «روز سهشنبه ما در بیمارستان غرفه داشتیم، اینقدر که مسئولین بیمارستان آمدند و برای اهدای عضو ثبت نام کردند از افراد عادی نه. هر چه میگفتیم رد میشدند. در گراش هنوز جا نیافتاده است.»
در پایان، این روز یادآور این حقیقت است که با یک تصمیم آگاهانه میتوان به زندگی دیگران امید بخشید. امیدواریم با تداوم فرهنگسازی و همراهی مردم، شاهد گسترش این حرکت ارزشمند و نجات جان بیماران بیشتری باشیم.









