هفت‌برکه – مسعود غفوری: سال گذشته سال شگفت‌انگیزی برای ارتباط سینما و ادبیات بود. دو تا از بهترین فیلم‌های پارسال، «جنگ پشت جنگ» و «هَمنِت» Hamnet به دو شکل مختلف این ارتباط را به تصویر کشیدند و نه تنها مرزهای تخیل، بلکه ابزار بیان سینمایی را گسترش دادند. من در مورد فیلم اول چند ماه قبل نوشته بودم (در هفت‌برکه بخوانید). اما نوشتن در مورد فیلم «همنت» سخت‌تر است، هرچند اتفاقا فیلم سرراست‌تر و احساسی‌تری است و خیلی راحت‌تر می‌توان به همه پیشنهاد کرد.

Komod 183 Hamnet

در تاریخ ادبیات انگلیسی، این بخش از زندگی ویلیام شکسپیر برای همگان آشناست: او و همسرش، اَن (یا اگنس) هَتَوِی، دو دختر و یک پسر به نام «همنت» داشتند که در دهکده‌ی استراتفورد اپان اون زندگی می‌کردند و همراه با شکسپیر به لندن نمی‌رفتند. همنت در ۱۱سالگی به دلیل ابتلا به طاعون می‌میرد و مرگ او شکسپیر را بسیار تحت تاثیر قرار می‌دهد. کمی بعد از این اتفاق تلخ، شکسپیر نمایشنامه‌ی عجیب و بزرگ «هملت» را می‌نویسد. فیلم همنت به همین روند خلاقانه‌ی مقابله با سوگ می‌پردازد. اما چطور؟

واقعیتش این است که ما در مورد زندگی ویلیام شکسپیر، مشهورترین مرد انگلیسی در تمام تاریخ، بیش از دیگر هم‌عصرانش اطلاعات داریم. اما هنوز دقیقا نمی‌دانیم این اطلاعات را چطور برای درک و تفسیر نمایشنامه‌هایش استفاده کنیم! مگی اُفارل (نویسنده رمان «همنت» که فیلم از آن اقتباس شده) و کلوئی ژائو (کارگردان فیلم) راه تخیل در روایت‌سازی را پیشنهاد می‌دهند: آنها زاویه‌ی دید را تغییر می‌دهند و همسر شکسپیر را در کانون روایت قرار می‌دهند. در واقع دو زنِ خالق اثر، زاویه‌ی دید زنِ شکسپیر را برای ما تخیل می‌کنند. با این ترفند، آنها نه تنها در مورد روند نوشته شدن نمایشنامه «هملت» یک روایت تخیلی بسیار انسانی می‌سازند، بلکه حتی تفسیر جدیدی را به صدها تفسیری که از این نمایشنامه وجود دارد می‌افزایند. فیلم در مورد روند نوشته شدن «هملت» نیست؛ بلکه در مورد درک آن است.

در فیلم، ما با زنی منحصربه‌فرد و قوی روبه‌رو می‌شویم که مشوق و حتی منشا خلاقیت ویلیام شکسپیر است. اوست که دریچه‌ی نگاهی متفاوت به روح و ذهن شکسپیر می‌گشاید. عشق بین این دو نفر فراتر از زندگی است. اگنس روح آزاده‌ای دارد و طالع‌بین و درمانگر است اما وقتی پسرش را از دست می‌دهد، خود به درمانی فراتر از همه‌ی اینها نیازمند می‌شود.

اینجاست که عشق و خلاقیت شکسپیر به کمکش می‌آید و ریسمانی برای بیرون آمدن از چاه سوگ به او هدیه می‌دهد: هنر تئاتر. می‌توان «تخیل و سوگ» را یکی از درونمایه‌های اصلی فیلم «همنت» دانست. هیچ چیز نمی‌تواند مثل تخیل ما را از آتش سوگ گذر دهد، بخصوص وقتی این تخیل تاثیر جمعی داشته باشد و تجربه‌ی سوگ را در جمع بزرگتری شعله‌ور کند.

این اولین بار نیست که با این دریافت روبه‌رو می‌شویم که سرچشمه نبوغ شکسپیر، دست کم از لحاظ روانشناسی، دسترسی داشتنش به تمام زاویه‌های وجودی‌اش بود، از جمله بخش زنانه‌ی وجودش. در کتاب‌ها و مقالات بسیار ادعا شده است که یکی از دلایل بزرگی نمایشنامه‌هایش، چه تراژدی‌هایی چون «مکبث» و چه کمدی‌هایی چون «شب دوازدهم»، این است که او شخصیت‌های زن را چنان دقیق و پرقدرت می‌آفریند که شخصیت‌های مرد را. اما کمتر کسی توانسته است همانند کلوئی ژائو این مساله را به این زیبایی در یک اثر هنری خلاقانه به تصویر بکشد و یک بار دیگر قابلیتِ خوانش‌های بی‌شمار از آثار ادبی و ظرفیت بی‌کرانِ آنها برای اقتباس و نوآفرینی را یادآور شود.

من اطمینان دارم هر تماشاگری که ۱۲۵ دقیقه خودش را به جریان فیلم بسپارد، از این فیلم بهره‌ی بزرگی خواهد برد، چه به عنوان یک تز خلاقانه در مورد فلسفه‌ی هنر، چه به عنوان یک داستان عاشقانه‌ی پرسوز، و چه به عنوان روایت مادری سوگوار مرگ فرزندش. جسی باکلی در نقش اگنس می‌درخشد و چشم‌ها را خیره می‌کند، طوری که بسیاری از جوایز معتبر سینمایی را درو کرده است. پل مسکال نیز شخصیتی به‌یادماندنی از شکسپیر می‌سازد. برای علاقه‌مندان تئاتر هم دیدنِ فرمِ تماشاخانه‌ی «جهان» The Globe و نحوه‌ی حضور تماشاگران و تعامل آنها با صحنه‌ی نمایش، می‌تواند جدید و جذاب باشد. علاوه بر بازیگری، فیلم در رشته‌های دیگر از جمله کارگردانی و نویسندگی نیز از فیلم‌های بسیار موفق در جشنواره‌های سینمایی بود. این پیشنهاد کمدفیلم نوروزی را می‌توانید در پلتفرم‌های فیلم ایرانی نیز تماشا کنید.

Komod 183 Hamnet 2 Hamnet Poster