هفت‌برکه: کتاب «تصوف در سواحل خلیج‌فارس» به قلم دکتر احمد اقتداری، پژوهشگر نامدار تاریخ و جغرافیای فرهنگی جنوب ایران و پرافتخارترین چهره علمی گراش در دوره معاصر، به کوشش دکتر صادق رحمانی در نشر همسایه، منتشر شد.

Ketab Tasavvof Ahmad Eghtedari

دکتر احمد اقتداری (۱۳۰۴-۱۳۹۸) ایران‌پژوه و پدر مطالعات خلیج فارس، به اندازه‌ی کتاب و مقالات منتشرشده در طول حیات پربارش، همچنان کتاب‌های منتشرنشده دارد. او در وصیتنامه‌اش، محمد صادق رحمانیان (صادق رحمانی) را به عنوان وصی فرهنگی خود معرفی کرد و اینک نشر همسایه، به مدیرمسئولی رحمانیان، یکی دیگر از آثار پژوهشی این دانشمند بزرگ را منتشر کرده است تا میراث علمی گرانبهای او حتی پس از مرگ، همچنان به دست جامعه علمی و خوانندگان علاقه‌مند برسد.

به مناسبت دهم اردیبهشت، روز خلیج فارس، معرفی این کتاب را همراه با گفتگوی هفت‌برکه با محمدصادق رحمانیان درباره‌ی این اثر می‌خوانیم.

تصوف در سواحل خلیج‌فارس 

کتاب «تصوف در سواحل خلیج‌فارس» با پژوهش و نگارش احمد اقتداری، مردادماه ۱۴۰۴ از سوی نشر همسایه با شمارگان ۳۰۰ نسخه، در ۸۱ صفحه، به قیمت ۳۰۰ هزار تومان منتشر شد. این کتاب را می‌توانید به فرمت چاپی از موسسه‌ی فرهنگی هنری هفت‌برکه تهیه کنید یا از اینجا، سایت طاقچه به فرمت الکترونیک خریداری کنید.

این کتاب اثری تحلیلی و اسنادی درباره‌ی پیشینه و گسترش طریقت‌های صوفیانه در سواحل خلیج فارس و دریای عمان است و دو بخش دارد. بخش اول مرور زندگی و ریشه‌یابی خاندان شاه سیف‌الله قتال است که تصوف با حضور او در بخش‌های جنوبی ایران گسترش می‌یابد. بخش دوم برگرفته از کتاب «سرچشمه تصوف در ایران» به قلم سعید نفیسی، تاریخ‌نگار و استاد فقید دانشگاه تهران، است که به شرح تاثیر و تاثرات صوفیه در ایران می‌پردازد. این اثر حاصل پژوهشی کتابخانه‌ای و مبتنی بر مطالعه‌ی متون تاریخی، تذکره‌ها و منابع محلی است که در آنها به حضور و نقش تصوف در میان جوامع سنی‌مذهب جنوب ایران اشاره شده است.

در مقدمه‌ی ناشر به قلم محمدصادق رحمانیان، درباره‌ی شخصیت علمی و روش پژوهشی دکتر اقتداری می‌خوانیم: «نام احمد اقتداری، در ذهن هر دوستدار تاریخ و فرهنگ جنوب ایران، با تلاش بی‌وقفه، میدانی، و مبتنی بر منابع کهن گره خورده است. او پژوهشگری نبود که در سایه‌ی کتابخانه و پشت میز بماند؛ سال‌ها خاک دشت و ساحل و کوه را به پای‌افزار کشید، در لابه‌لای گفتار پیران محلی، متون خاک‌خورده و اماکن متروک، حقیقت تاریخ را جستجو کرد و میراثی ماندگار برای ایران‌دوستان بر جای گذاشت.» (۵)

به نوشته‌ی ناشر، این رساله در سال ۱۳۹۰ به رشته‌ی تحریر درآمده است و با درگذشت دکتر اقتداری فرصت بازخوانی و تکمیل آن از دست می‌رود، اما دوراندیشی و تدبیر دکتر اقتداری، مانع از ناتمام ماندن آن می‌شود. رحمانیان در مقدمه می‌نویسد دکتر اقتداری چطور این مساله را از پیش چاره کرده است: «از بخت نیک، در متن رساله، نام و اشاره‌ای صریح به چند تن از یاران و شاگردان ایشان آمده است که استاد از آنان خواسته بود این کار را به سرانجام برسانند.» (۶-۵)؛ احمد حبیبی از بستک، سید عبدالباعث قتالی و سید عبدالمنعم قتالی از بندر خمیر، علی رییسی از فومستان (پارسیان)، کرامت‌الله تقوی از جویم و احمد خضری از اوز پژوهشگرانی هستند که تکمیل رساله‌ی دکتر اقتداری را بر عهده می‌گیرند.

رحمانیان در اهمیت این کتاب که می‌تواند همدلی میان مذاهب را تقویت کند، نوشته است: «در زمانه‌ای که نیاز به گفتگو، همزیستی و درک متقابل میان نحله‌های مذهبی بیش از هر زمان احساس می‌شود، بازخوانی این رساله متاخر می‌تواند نقش مهمی در احیای روح همدلی میان مذاهب و طریقت‌ها ایفا کند؛ چنانکه مولف نیز در توصیف رابطه‌ی شیعه و سنی در لارستان، از واژگانی چون همدرد، همدل و همراه استفاده می‌کند.» (۸) دکتر اقتداری نیز در پیشگفتار کتابش، درباره پیشینه پیوند تاریخی مذاهب تشیع و تسنن در جنوب ایران نوشته است: «از روی آثار متصوفین و فرقه‌های قادری، رفاعی نقشبندی در سواحل خلیج فارس می‌توان درجه‌ی اعتقاد و همدلی و همبستگی این دو فرقه (شیعه و سنی) در لارستان و سواحل خلیج فارس دریافت و قبول کرد که شیعه و سنی در این مناطق نه تنها مخالف یکدیگر نبوده‌اند، بلکه همکار و همدل و هم‌درد و هم‌کیش هم بوده‌اند.» (۱۰)

 پژوهشی در تاریخ تصوف؛ از قرون میانه تا روزگار صفویه

محمدصادق رحمانیان، وصی فرهنگی دکتر اقتداری و مدیر انتشارات همسایه در تهران، در گفتگو با هفت‌برکه درباره بخش‌های محتوایی و ساختاری این اثر توضیح داد. او در مورد روش پژوهشی این کتاب می‌گوید: «اقتداری در این پژوهش، با روشی انتقادی و مقایسه‌ای، تحولات مذهبی نواحی لارستان، عمادده، صحرای باغ، بستک، ده‌تل، جهانگیریه، خنج، بندر خمیر و دیگر مناطق جنوبی کشور را از قرون میانه تا روزگار صفویه و پس از آن دنبال می‌کند. او نشان می‌دهد که با وجود تثبیت تشیع در سراسر ایران در دوره صفوی، در سواحل جنوبی، آیین تسنن (به‌ویژه شاخه‌ی شافعی) همچنان پایدار مانده و در کنار آن، تصوف به صورت طریقت‌های قادری، رفاعی و نقشبندی، کم و بیش عامل پیوند و همزیستی میان شیعه و سنی در منطقه بوده است.»

Dr. Eghtedari Rahmanian

در مقدمه‌ی ناشر، مهم‌ترین مباحث و موضوعات این کتاب، در هشت بخش، تقسیم‌بندی شده است. رحمانیان در توضیح بخش‌هایی از این اثر و منابع مورد استناد کتاب می‌گوید: «بخش مرکزی کتاب به بررسی زندگی و مهاجرت شاه‌سیف‌الله قتال اختصاص دارد؛ شخصیتی که در منابع محلی به عنوان یکی از مشایخ سلسله قادریه و از سادات حسینی معرفی شده است. اقتداری با تحلیل روایت‌های گوناگون در «تاریخ جهانگیریه و بنی‌عباسیان بستک» (تألیف محمداعظم خان بنی‌عباسی) و «دیوان محیا» (به کوشش محمد بخشایش)، به بررسی تفاوت‌ها، تعارض‌ها و ضعف‌های اسنادی این منابع می‌پردازد و در عین حال، به حفظ ارزش تاریخی آنها به عنوان اسناد فرهنگ مذهبی مردم جنوب تأکید دارد.»

به یاد ایرج افشار؛ همراه احمدخان

مولف کتاب، از دشواری‌های تحقیقی در گردآوری اطلاعات کتابش هم سخن گفته است. رحمانیان می‌گوید: «دکتر اقتداری در یادداشت‌های پایانی خود، با نگاهی انتقادی، به دشواری‌های تحقیق در تاریخ تصوف محلی اشاره می‌کند و از نبود منابع معتبر و فقدان استنادهای دقیق در آثار پیشین انتقاد می‌کند.»

دکتر اقتداری همچنین این اثر را به همراه پژوهشی‌اش، ایرج افشار؛ تقدیم کرده است. او در ۳ شهریور ۱۳۹۰، در یادداشت این بخش در رفاقت دیرینه‌‌ی خود با ایرج افشار نوشته است: «چاپ کنم به نام او و به یاد او. راستی را: چون آب به کوهسار و چون باد به دشت / عمر من و تو چو لحظه‌ای بود و گذشت.» (۱۳) و رحمانیان می‌افزاید: «دکتر اقتداری این کتاب را حاصل توصیه‌ی ایرج افشار برای ثبت و تحلیل یادداشت‌های پراکنده درباره‌ی تصوف در جنوب ایران دانسته است.»

رحمانیان معتقد است این کتاب بار دیگر جایگاه ویژه‌ی دکتر اقتداری را در عرصه‌ی جغرافیای تاریخی، فرهنگی و دینی ایران برجسته می‌کند: «تصوف در سواحل خلیج فارس» بیش از آنکه تاریخ طریقتی خاص باشد، تلاشی است برای بازسازی واقع‌گرایانه‌ی فضای مذهبی و فکری سواحل جنوبی ایران بر پایه‌ی اسناد تاریخی و متون کهن. این اثر، نمونه‌ای از پژوهش‌های متکی بر مطالعه‌ی متون محلی و مقایسه‌ی منابع است که جایگاه احمد اقتداری را نه تنها در عرصه‌ی جغرافیای تاریخی، بلکه در شناخت تاریخ فرهنگی و دینی ایران نیز برجسته می‌سازد.»

تورق در «تصوف در سواحل خلیج فارس»

در بخش اول کتاب، دکتر احمد اقتداری به شرح زندگی و احوالات شاه سیف‌الله قتال می‌پردازد که از بغداد به دلیل حمله‌ی مغول و انقراض دولت عباسیان راهی ایران می‌شود و همین مهاجرت زمینه‌ساز گسترش آیین او در بخش‌های جنوبی ایران است. مولف در این بخش نوشته است: «سیدمحمدعمر شاه‌سیف‌الله قتال خواه ناخواه با عده یکصد و بیست خانوار از عشیره و اتباع خود بغداد را ترک نموده از طریق بصره به ساحل ایران رهسپار گردید. نخست به محل بیابان ساحل خلیج فارس به نام (ماخول) که دارای شش چاه آب شور بود وارد شده‌اند و گویا عشیره‌ی وی با حال خستگی احساس تشنگی کرده و چون آب چاه‌های آن غیرقابل شرب بوده‌اند لذا با اشاره‌ی قتال در همان حوالی چاهی حفر کرده و از کرامات ایشان آب شیرین و گوارا پیدا شده و همه را سیراب نموده…» (۱۷)

اقتداری سپس از منابع تاریخی کتبی و شفاهی مختلف و حتی منابع محلی، در شرح احوال و عمر و درگذشت قتال تاریخچه‌ی کوتاهی فراهم کرده است.

بخش دوم برگفته از کتاب «سرچشمه تصوف در ایران» به قلم سعید نفیسی، تاریخ‌نگار و استاد فقید دانشگاه تهران است (+) که به شرح تاثیر و تاثرات صوفیه در تاریخ ایران می‌پردازد. نفیسی در بخش دوم این کتاب، درباره علت اساسی ظهور تصوف در ایران معتقد است تصوف بهترین راه گریز برای رسیدن به آزادی فکری برای ایرانیان پس از دوره ساسانیان بوده است. او می‌نویسد: «علت اساسی ظهور و رواج تصوف در ایران این است که ایرانیان در نتیجه قرن‌ها زندگی در تمدن مادی و معنوی بالاترین پیشرفت‌ها را کرده و به عالی‌ترین درجات رسیده بودند. در زیبایی‌شناسی بر همه ملل آسیا برتری داشتند […] تضیقات و محدودیت‌هایی که پس از دوران ساسانی در ایران پیش آمد با طبع زیبایی‌پسند ایرانی که ذوقیات را در چند قرن از نیاکان خود به ارث برده بود و آن را یادگار گرانبهایی می‌دانست سازگار نبود. در پی مسلک و طریقه‌ای می‌گشت که این قیدها را در هم نوردد و آن آزادی دیرین را دوباره به دست آورد. تصوف بهترین راه گریز برای رسیدن به این آزادی فکری بود.» (۵۹)

نویسنده، در بخشی دیگر از کتابش با عنوان «سماع در تصوف ایران» از رقص و سماع به عنوان بخش جدانشدنی تصوف در ایران نام برده و نوشته است: «از زمان ابوبکر کلاباذی همه مشایخ تصوف ایران در مباحث خود درباره سماع بحث کرده‌اند. شکی نیست که سماع از جنبه‌های تصوف ایرانی است زیرا که از یک سو در آثار صوفیه عراق و جزیره ذکری از آن نیست و از سوی دیگر در تصوف مغرب نه تنها آن را روا ندانسته‌اند بلکه به حرمت آن حکم کرده‌اند. حتی می‌توان گفت صوفیه ایران به سماع و رقص جنبه عبادت داده‌اند.» (۶۸)

چند صفحه پایانی کتاب علاوه بر عکس‌هایی از دستخط دکتر اقتداری و نگارش این کتاب، عکسی از توصیه دکتر احمدخان اقتداری به دخترش امید، برای مرتب و چاپ کردن این رساله آمده است که اکنون به همت نشر همسایه در دسترس علاقه‌مندان است.

درباره دکتر احمد اقتداری؛ پدر مطالعات خلیح فارس

احمد اقتداری، دانشمند تاریخ، ایرانشناس و پژوهشگر خلیج‌فارس، که لقب «پدر مطالعات خلیج‌ فارس» را گرفته، بزرگ‌ترین افتخار علمی گراش در دوره‌ی معاصر است. او در سال ۱۳۹۸ از دنیا رفت به وصیت خودش در زادگاهش گراش و در آرامگاه اجدادی‌اش خاندان دهباشی به خاک سپرده شد.

احمد اقتداری در سوم خردادماه ۱۳۰۴ در گراش به دنیا آمد. او در سال ۱۳۲۸ برای تحصیل در رشته‌ی علوم قضایی وارد دانشکده‌ی حقوق و علوم سیاسی و اقتصادی دانشگاه تهران و در سال ۱۳۳۱ فارغ‌التحصیل شد. دکتر اقتداری در سال ۱۳۳۴ موفق به اخذ پروانه‌ی وکالت پایه یک دادگستری شد و در جوانی مناصبی مانند ریاست اداره‌ی فرهنگ لارستان و شهرداری لار را بر عهده گرفت. او همچنین پژوهش‌های بسیاری در زمینه‌ی تاریخ‌شناسی انجام داد و به همین خاطر مدرک دکترای افتخاری تاریخ را از دانشگاه تهران دریافت کرد.

اقتداری در طول حیات ۹۳ ساله‌اش مقالات، پژوهش‌ها و کتاب‌های بسیاری در زمینه‌ی جغرافیا، سندشناسی، فرهنگ عامه، زبان‌شناسی، ادبیات فارسی و ایران‌شناسی تالیف، تصحیح و گردآوری کرد و بسیاری از آثار او نیز همچنان منتشر نشده است. او برای کتاب «خلیج‌فارس از دیرباز تاکنون» جایزه‌ی ویژه‌ی یونسکو در ایران را دریافت کرد. اقتداری کتابخانه‌ی بزرگش را با نام «کتابخانه‌ی خلیج‌فارس» با بیش از پنج‌هزار نسخه از آثار، تصاویر و اسنادی که جمع‌آوری کرده بود در سال ۱۳۸۷ به مرکز دائره‌المعارف بزرگ اسلامی اهدا کرد. او از سال ۱۳۸۷ رئیس دفتر مطالعات خلیج‌فارس در مرکز دایره‌المعارف بزرگ اسلامی بود و تا آخرین روز حیاتش در ۲۷ فروردین ۱۳۹۸ این منصب را به عهده داشت.

او علاوه بر عضویت در سازمان جلب سیاحان در سال ۱۳۴۳، وکالت و تدریس در دانشگاه تهران را نیز در کارنامه‌ی خود دارد. اقتداری در سال ۱۳۹۲ جایزه‌ی ویژه‌ی بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار را دریافت کرد و از تندیس او در مرکز دایره‌المعارف بزرگ اسلامی رونمایی شد. او کتاب زندگینامه-خودنوشت خود را با نام  «کاروان عمر» را در سال ۱۳۷۲ در مورد خاطرات سیاسی و فرهنگی‌اش در سن هفتاد سالگی منتشر کرد. دکتر احمدخان اقتداری در ۲۷ فروردین ۱۳۹۸ در بیمارستان آسیا تهران درگذشت.